fingerpointing

[ایالات متحده]/ˈfɪŋɡəpɔɪntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪŋɡərpɔɪntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ت埋怨 یا متهم کردن کسی؛ تخصیص اشتباه به دیگران؛ ت埋怨 متقابل؛ انتقال مسئولیت به دیگران
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

political fingerpointing

تهدید سیاسی

stop fingerpointing

توقف اشاره انگشت

avoid fingerpointing

پرهیز از اشاره انگشت

fingerpointing begins

اشاره انگشت شروع می‌شود

endless fingerpointing

اشاره انگشت بی‌پایان

mutual fingerpointing

اشاره انگشت متقابل

fingerpointing starts

اشاره انگشت شروع می‌شود

engage in fingerpointing

در اشاره انگشت مشارکت کنید

blame and fingerpointing

تکذیب و اشاره انگشت

accusatory fingerpointing

اشاره انگشت اتهام‌آمیز

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید