finnmark

[ایالات متحده]/ˈfɪnˌmɑːk/
[بریتانیا]/ˈfɪnˌmɑrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پول فنلاند; واحد پول فنلاند
Word Forms
جمعfinnmarks

عبارات و ترکیب‌ها

finnmark region

منطقه فينمارك

finnmark county

شهرستان فينمارك

finnmark coast

ساحل فينمارك

finnmark landscape

مناظر طبيعية فينمارك

finnmark wildlife

حياة البرية في فينمارك

finnmark culture

فرهنگ فينمارك

finnmark tourism

گردشگری فينمارك

finnmark history

تاریخچه فينمارك

finnmark people

مردم فينمارك

finnmark nature

طبيعت فينمارك

جملات نمونه

finnmark is known for its stunning natural beauty.

フィンマルク به دلیل زیبایی طبیعی خیره کننده مشهور است.

the climate in finnmark can be quite harsh.

آب و هوایフィンマルک می تواند بسیار سخت باشد.

many tourists visit finnmark to see the northern lights.

بسیاری از گردشگران برای دیدن شفق قطبی ازフィンマルک بازدید می کنند.

finnmark has a rich cultural heritage.

フィンマルک دارای میراث فرهنگی غنی است.

fishing is a popular activity in finnmark.

ماهیتگیری یک فعالیت محبوب درフィンマルک است.

finnmark is the northernmost county in norway.

フィンマルک شمالی ترین شهرستان در نروژ است.

wildlife enthusiasts often explore finnmark.

عاشقان حیات وحش اغلبフィンマルک را کاوش می کنند.

the sami people have lived in finnmark for centuries.

قوم سامي برای قرن ها درフィンマルک زندگی کرده اند.

finnmark's landscape is characterized by fjords and mountains.

مناظرフィンマルک با فیوردها و کوه ها مشخص می شود.

local cuisine in finnmark features fresh seafood.

غذاهای محلی درフィンマルک شامل غذاهای دریایی تازه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید