firba

[ایالات متحده]/ˈfɜːrbə/
[بریتانیا]/ˈfɜːrbə/

ترجمه

n. یک روش یا سیستم برای ارزیابی یا امتیازدهی به سطح اعتبار یا میزان ریسک موجودیت‌ها، به ویژه در محیط‌های مالی و سازمانی است.
شکل‌های واژه
جمعfirbas

عبارات و ترکیب‌ها

fresh firba

فربا تازه

firba tree

درخت فربا

firba garden

باغ فربا

green firba

فربا سبز

the firba

فربا

firba flower

گل فربا

firba leaves

برگ فربا

firbas growing

فرباها در حال رشد

جملات نمونه

the firba tree stands tall in the ancient forest.

در جنگل باستانی، درخت فربا به طور بلندی ایستاده است.

we need to import more firba for the construction project.

ما نیاز داریم تا بیشتر فربا را برای پروژه ساخت و ساز وارد کنیم.

the firba fibers are surprisingly strong and flexible.

فیبرهای فربا به طور شگفت‌آوری قوی و انعطاف‌پذیر هستند.

ancient civilizations used firba to build their homes.

متمدن‌های باستانی از فربا برای ساخت خانه‌های خود استفاده می‌کردند.

the fresh scent of firba filled the winter air.

بوی تازه فربا هوا زمستان را پر کرد.

sustainable firba is becoming popular in eco-friendly design.

فربا پایدار در طراحی دوستدار محیط زیست محبوب می‌شود.

skilled craftsmen prefer premium firba for furniture making.

صنعتگران ماهر بهترین فربا را برای ساخت مبلمان ترجیح می‌دهند.

firba wood has excellent resistance to moisture and decay.

چوب فربا مقاومت عالی در برابر رطوبت و فساد دارد.

the forest floor was covered with fallen firba branches.

زیر جنگل با شاخه‌های افتاده فربا پوشیده شده بود.

artists have discovered new uses for firba in sculpture.

هنرمندان کاربردهای جدیدی برای فربا در اسکلتوری کشف کرده‌اند.

scientists are studying the unique properties of firba.

دانشمندان خواص منحصر به فرد فربا را مطالعه می‌کنند.

the traditional medicine uses extracts from firba bark.

طب سنتی از عصاره‌های گوشت فربا استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید