| جمع | fireboats |
fireboat service
خدمات آتشنشینی دریایی
fireboat crew
خدمه آتشنشینی دریایی
fireboat operation
عملکرد آتشنشینی دریایی
fireboat training
آموزش آتشنشینی دریایی
fireboat rescue
نجات با آتشنشینی دریایی
fireboat deployment
استقرار آتشنشینی دریایی
fireboat response
پاسخ آتشنشینی دریایی
fireboat equipment
تجهیزات آتشنشینی دریایی
fireboat safety
ایمنی آتشنشینی دریایی
fireboat maintenance
نگهداری آتشنشینی دریایی
the fireboat was dispatched to the scene of the blaze.
کشتی آتشنشانی برای رسیدن به محل آتشسوزی اعزام شد.
fireboats are equipped with powerful water cannons.
کشتیهای آتشنشانی مجهز به توپهای آب قدرتمند هستند.
the crew of the fireboat trained for emergency situations.
خدمه کشتی آتشنشانی برای شرایط اضطراری آموزش دیدند.
during the festival, the fireboat performed a water display.
در طول جشنواره، کشتی آتشنشانی یک نمایش آب اجرا کرد.
fireboats play a crucial role in protecting coastal cities.
کشتیهای آتشنشانی نقش مهمی در محافظت از شهرهای ساحلی ایفا میکنند.
the fireboat responded quickly to the dock fire.
کشتی آتشنشانی به سرعت به آتشسوزی اسکله پاسخ داد.
they used the fireboat to extinguish the flames on the ship.
آنها از کشتی آتشنشانی برای خاموش کردن شعلههای آتش بر روی کشتی استفاده کردند.
fireboats are essential for maritime firefighting operations.
کشتیهای آتشنشانی برای عملیات اطفاء حریق دریایی ضروری هستند.
the fireboat's siren echoed across the harbor.
آژیر کشتی آتشنشانی در سراسر بندر طنینانداز شد.
after the incident, the fireboat returned to the station.
پس از حادثه، کشتی آتشنشانی به ایستگاه بازگشت.
fireboat service
خدمات آتشنشینی دریایی
fireboat crew
خدمه آتشنشینی دریایی
fireboat operation
عملکرد آتشنشینی دریایی
fireboat training
آموزش آتشنشینی دریایی
fireboat rescue
نجات با آتشنشینی دریایی
fireboat deployment
استقرار آتشنشینی دریایی
fireboat response
پاسخ آتشنشینی دریایی
fireboat equipment
تجهیزات آتشنشینی دریایی
fireboat safety
ایمنی آتشنشینی دریایی
fireboat maintenance
نگهداری آتشنشینی دریایی
the fireboat was dispatched to the scene of the blaze.
کشتی آتشنشانی برای رسیدن به محل آتشسوزی اعزام شد.
fireboats are equipped with powerful water cannons.
کشتیهای آتشنشانی مجهز به توپهای آب قدرتمند هستند.
the crew of the fireboat trained for emergency situations.
خدمه کشتی آتشنشانی برای شرایط اضطراری آموزش دیدند.
during the festival, the fireboat performed a water display.
در طول جشنواره، کشتی آتشنشانی یک نمایش آب اجرا کرد.
fireboats play a crucial role in protecting coastal cities.
کشتیهای آتشنشانی نقش مهمی در محافظت از شهرهای ساحلی ایفا میکنند.
the fireboat responded quickly to the dock fire.
کشتی آتشنشانی به سرعت به آتشسوزی اسکله پاسخ داد.
they used the fireboat to extinguish the flames on the ship.
آنها از کشتی آتشنشانی برای خاموش کردن شعلههای آتش بر روی کشتی استفاده کردند.
fireboats are essential for maritime firefighting operations.
کشتیهای آتشنشانی برای عملیات اطفاء حریق دریایی ضروری هستند.
the fireboat's siren echoed across the harbor.
آژیر کشتی آتشنشانی در سراسر بندر طنینانداز شد.
after the incident, the fireboat returned to the station.
پس از حادثه، کشتی آتشنشانی به ایستگاه بازگشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید