firebox

[ایالات متحده]/'faɪəbɒks/
[بریتانیا]/'faɪr,bɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محفظه‌ای که چوب یا زغال در آن در کوره سوخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

wood-burning firebox

جاگرماز چوب‌سوز

pellet firebox

جاگرماز پلت

جملات نمونه

The firebox of the steam engine needs to be regularly cleaned.

محفظه احتراق موتور بخار باید به طور منظم تمیز شود.

The firebox in the fireplace crackled and popped as the logs burned.

محفظه احتراق در شومینه در حالی که هیزم ها می سوختند، صداهای ترک و پاپ ایجاد می کرد.

The firebox door was securely shut to contain the flames.

در محفظه احتراق به طور ایمن بسته شد تا شعله ها مهار شوند.

The locomotive's firebox was filled with coal to generate steam.

محفظه احتراق لوکوموتیو با زغال پر شده بود تا بخار تولید شود.

The firebox of the grill was too hot to touch without gloves.

محفظه احتراق باربکیو آنقدر داغ بود که بدون دستکش نتوان آن را لمس کرد.

The firebox is an essential component of a wood-burning stove.

محفظه احتراق یک جزء ضروری اجاق گاز هیزمی است.

The firebox must be properly ventilated to ensure efficient combustion.

محفظه احتراق باید به درستی تهویه شود تا احتراق کارآمد را تضمین کند.

The firebox of the furnace was inspected for any signs of damage.

محفظه احتراق دیگ بخار برای هرگونه علائم آسیب بررسی شد.

The blacksmith stoked the fire in the firebox to heat the metal.

جوشکار آتش را در محفظه احتراق برای گرم کردن فلز شعله ور کرد.

The firebox of the incinerator was designed to withstand high temperatures.

محفظه احتراق سوزاندن برای مقاومت در برابر دمای بالا طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید