firedoors

[ایالات متحده]/ˈfaɪədɔː/
[بریتانیا]/ˈfaɪrˌdɔr/

ترجمه

n. درب طراحی شده برای جلوگیری از گسترش آتش

عبارات و ترکیب‌ها

firedoor inspection

بازرسی درب ضد حریق

firedoor latch

قفل درب ضد حریق

firedoor safety

ایمنی درب ضد حریق

firedoor closing

بسته شدن درب ضد حریق

firedoor access

دسترسی به درب ضد حریق

firedoor compliance

انطباق درب ضد حریق

firedoor maintenance

نگهداری درب ضد حریق

firedoor testing

آزمایش درب ضد حریق

firedoor repair

تعمیر درب ضد حریق

firedoor installation

نصب درب ضد حریق

جملات نمونه

the firedoor must remain closed at all times.

در تمام اوقات، باید درب ضد حریق بسته بماند.

please ensure the firedoor is not blocked.

اطمینان حاصل کنید که درب ضد حریق مسدود نشده است.

the firedoor is an essential safety feature in buildings.

درب ضد حریق یک ویژگی ایمنی ضروری در ساختمان ها است.

regular maintenance of the firedoor is necessary.

نگهداری منظم از درب ضد حریق ضروری است.

we installed a new firedoor in the office.

ما یک درب ضد حریق جدید در دفتر نصب کردیم.

make sure the firedoor has a working latch.

مطمئن شوید که درب ضد حریق دارای قفل کارآمدی است.

the firedoor should be tested regularly for functionality.

باید درب ضد حریق به طور منظم برای عملکرد تست شود.

in case of fire, use the nearest firedoor.

در صورت آتش سوزی، از نزدیکترین درب ضد حریق استفاده کنید.

emergency plans must include firedoor locations.

برنامه های اضطراری باید شامل مکان های درب ضد حریق باشد.

there are signs indicating the firedoor's location.

نشانه‌هایی وجود دارد که مکان درب ضد حریق را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید