firers

[ایالات متحده]/ˈfaɪərər/
[بریتانیا]/ˈfaɪərər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که آتش می‌زند؛ کسی که سلاحی را شلیک می‌کند؛ دستگاهی که شعله ور می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

fire firer

آتش نشان

firer drill

مانور آتش نشان

firer safety

ایمنی آتش نشان

firer training

آموزش آتش نشان

firer alarm

آژیر آتش نشان

firer protection

محافظت آتش نشان

firer code

کد آتش نشان

firer response

پاسخ آتش نشان

firer equipment

تجهیزات آتش نشان

firer hazard

خطر آتش نشان

جملات نمونه

the firer of the cannon was very skilled.

عملگر توپ بسیار ماهر بود.

she was the firer of the first shot in the competition.

او عملگر اولین شلیک در مسابقه بود.

the firer must follow safety protocols.

عملگر باید از پروتکل‌های ایمنی پیروی کند.

the firer aimed carefully before shooting.

عملگر قبل از شلیک با دقت هدف گیری کرد.

he is known as the best firer in the team.

او به عنوان بهترین عملگر در تیم شناخته می شود.

the firer shouted a warning before the blast.

عملگر قبل از انفجار یک هشدار داد.

as a firer, accuracy is essential.

به عنوان یک عملگر، دقت ضروری است.

the firer was praised for their quick response.

عملگر به دلیل پاسخ سریع مورد تحسین قرار گرفت.

the firer adjusted the aim to hit the target.

عملگر هدف را برای اصابت به هدف تنظیم کرد.

training the firer is crucial for success.

آموزش عملگر برای موفقیت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید