firth

[ایالات متحده]/fɜːθ/
[بریتانیا]/fɝθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خلیج باریک و طولانی از دریا، که معمولاً توسط عبور یک رودخانه یا جویبار تشکیل می‌شود
Word Forms
جمعfirths

جملات نمونه

you will have a fine view of Moray Firth by the way.

شما منظره خوبی از Firth مورای خواهید داشت.

The hotel is situated on the sheltered shores of the Moray Firth.

هتل در سواحل محافظت شده از Firth مورای واقع شده است.

The firth is a popular spot for birdwatching.

Firth یک مکان محبوب برای پرنده نگری است.

They went sailing in the firth last weekend.

آنها آخر هفته گذشته در Firth قایق سواری کردند.

The firth is known for its stunning sunsets.

Firth به خاطر غروب های خورشید خیره کننده اش مشهور است.

The fishermen set out early in the morning to fish in the firth.

ماهیتراشان صبح زود برای ماهیگیری در Firth راهی شدند.

The firth is home to a variety of marine life.

Firth زیستگاه انواع حیات دریایی است.

The cliffs overlook the firth, providing a breathtaking view.

آبشارها بر Firth مشرف هستند و منظره ای نفس گیر را ارائه می دهند.

The firth is a great place for kayaking and paddleboarding.

Firth مکان خوبی برای کایاک سواری و پارو سواری است.

The firth is surrounded by lush green hills.

Firth توسط تپه های سبز سرسبز احاطه شده است.

Tourists flock to the firth during the summer months.

گردشگران در ماه های تابستان به Firth هجوم می آورند.

The firth is an important habitat for migratory birds.

Firth زیستگاه مهمی برای پرندگان مهاجر است.

نمونه‌های واقعی

After a six-hour journey, the convoy crossed the firth estuary and arrived in the Scottish capital Edinburgh.

پس از یک سفر شش ساعته، کاروان از استرای خلیج فرث عبور کرد و به پایتخت اسکاتلند، ادینبورگ رسید.

منبع: VOA Daily Standard September 2022 Collection

In Scotland and England, you might hear about a firth.

در اسکاتلند و انگلستان، ممکن است در مورد یک خلیج (فirth) بشنوید.

منبع: Pop culture

" Oh yeth, " said Vargo Hoat. " Half the gold in Cathterly Rock, I thall have. But firth I mutht thend him a methage" . He said something in his slithery goatish tongue.

" اوه بله، " وارگو هوات گفت. " نصف طلای صخره کاترلی، من خواهم داشت. اما من باید یک ملاقات با او ترتیب دهم." او چیزی به زبان گوسفندی لغزنده خود گفت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

We've known for all our lives, so it's been the one constant thing in the whole of our lives, the Queen … After a six-hour journey the convoy crossed the firth estuary and arrived in the Scottish capital Edinburgh.

ما تمام زندگی خود این را می‌دانستیم، بنابراین تنها چیز ثابت در تمام زندگی ما، ملکه بوده است ... پس از یک سفر شش ساعته، کاروان از استرای خلیج فرث عبور کرد و به پایتخت اسکاتلند، ادینبورگ رسید.

منبع: VOA Standard English_Europe

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید