fishplate joint
اتصال صفحه ماهی
fishplate assembly
مونتاژ صفحه ماهی
fishplate design
طراحی صفحه ماهی
fishplate installation
نصب صفحه ماهی
fishplate support
پشتیبانی صفحه ماهی
fishplate repair
تعمیرات صفحه ماهی
fishplate specification
مشخصات صفحه ماهی
fishplate maintenance
نگهداری صفحه ماهی
fishplate replacement
تعویض صفحه ماهی
fishplate types
انواع صفحه ماهی
the engineer inspected the fishplate for any signs of wear.
مهندس قطعه اتصالی (فیشپلیت) را برای هرگونه علائم سایش بررسی کرد.
they used a fishplate to connect two sections of track.
آنها از قطعه اتصالی (فیشپلیت) برای اتصال دو بخش ریل استفاده کردند.
proper installation of the fishplate is crucial for safety.
نصب صحیح قطعه اتصالی (فیشپلیت) برای ایمنی بسیار مهم است.
he tightened the bolts on the fishplate to ensure stability.
او پیچ ها را روی قطعه اتصالی (فیشپلیت) محکم کرد تا از پایداری اطمینان حاصل کند.
the fishplate design has improved over the years.
طراحی قطعه اتصالی (فیشپلیت) در طول سال ها بهبود یافته است.
during maintenance, they replaced the damaged fishplate.
در طول نگهداری، آنها قطعه اتصالی (فیشپلیت) آسیب دیده را جایگزین کردند.
fishplates are essential components in railway construction.
قطعات اتصالی (فیشپلیت) اجزای ضروری در ساخت راه آهن هستند.
he studied the specifications for the new fishplate model.
او مشخصات مدل جدید قطعه اتصالی (فیشپلیت) را مطالعه کرد.
they examined the fishplate connections for any issues.
آنها اتصالات قطعه اتصالی (فیشپلیت) را برای هرگونه مشکل بررسی کردند.
the fishplate must be aligned correctly to avoid accidents.
قطعه اتصالی (فیشپلیت) باید به درستی تراز شود تا از بروز حوادث جلوگیری شود.
fishplate joint
اتصال صفحه ماهی
fishplate assembly
مونتاژ صفحه ماهی
fishplate design
طراحی صفحه ماهی
fishplate installation
نصب صفحه ماهی
fishplate support
پشتیبانی صفحه ماهی
fishplate repair
تعمیرات صفحه ماهی
fishplate specification
مشخصات صفحه ماهی
fishplate maintenance
نگهداری صفحه ماهی
fishplate replacement
تعویض صفحه ماهی
fishplate types
انواع صفحه ماهی
the engineer inspected the fishplate for any signs of wear.
مهندس قطعه اتصالی (فیشپلیت) را برای هرگونه علائم سایش بررسی کرد.
they used a fishplate to connect two sections of track.
آنها از قطعه اتصالی (فیشپلیت) برای اتصال دو بخش ریل استفاده کردند.
proper installation of the fishplate is crucial for safety.
نصب صحیح قطعه اتصالی (فیشپلیت) برای ایمنی بسیار مهم است.
he tightened the bolts on the fishplate to ensure stability.
او پیچ ها را روی قطعه اتصالی (فیشپلیت) محکم کرد تا از پایداری اطمینان حاصل کند.
the fishplate design has improved over the years.
طراحی قطعه اتصالی (فیشپلیت) در طول سال ها بهبود یافته است.
during maintenance, they replaced the damaged fishplate.
در طول نگهداری، آنها قطعه اتصالی (فیشپلیت) آسیب دیده را جایگزین کردند.
fishplates are essential components in railway construction.
قطعات اتصالی (فیشپلیت) اجزای ضروری در ساخت راه آهن هستند.
he studied the specifications for the new fishplate model.
او مشخصات مدل جدید قطعه اتصالی (فیشپلیت) را مطالعه کرد.
they examined the fishplate connections for any issues.
آنها اتصالات قطعه اتصالی (فیشپلیت) را برای هرگونه مشکل بررسی کردند.
the fishplate must be aligned correctly to avoid accidents.
قطعه اتصالی (فیشپلیت) باید به درستی تراز شود تا از بروز حوادث جلوگیری شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید