flashfloods

[ایالات متحده]/ˈflæʃflʌdz/
[بریتانیا]/ˈflæʃflʌdz/

ترجمه

n. سيلاب ناگهانی و محلی که به دلیل باران زیاد ایجاد می شود

جملات نمونه

flashfloods struck the village suddenly, destroying homes and infrastructure.

گالاگاهی‌های ناگهانی به روستا حمله کرد و خانه‌ها و زیرساخت‌ها را نابود کرد.

deadly flashfloods hit the mountainous region after intense storms.

گالاگاهی‌های مرگبار پس از بارش‌های شدید به منطقه کوهستانی حمله کرد.

devastating flashfloods swept through the valley after heavy rainfall.

گالاگاهی‌های ویران‌کننده پس از باران‌های سنگین از دشت عبور کردند.

flashfloods occur frequently in this region during monsoon season.

گالاگاهی‌ها در این منطقه در فصل بارش‌های مونسونی به طور مکرر رخ می‌دهند.

the sudden flashfloods caught many residents off guard.

گالاگاهی‌های ناگهانی بسیاری از ساکنین را به طور ناگهانی حیران کرد.

emergency responders rescued people trapped by flashfloods.

پاسخگویان اضطراری افرادی را که در نتیجه گالاگاهی‌ها گرفتار شده بودند نجات دادند.

flashfloods caused significant damage to roads and bridges.

گالاگاهی‌ها خسارت قابل توجهی به جاده‌ها و پل‌ها وارد کردند.

the warning system helped reduce casualties from flashfloods.

سیستم هشدار دهی به کاهش جان‌باختگی‌های ناشی از گالاگاهی‌ها کمک کرد.

communities near rivers are particularly vulnerable to flashfloods.

جامعه‌های نزدیک رودخانه‌ها به ویژه در برابر گالاگاهی‌ها آسیب‌پذیر هستند.

flashfloods left a trail of destruction across the coastal region.

گالاگاهی‌ها در منطقه ساحلی یک ردیف از ویرانی را به دنبال خود گذاشتند.

the government declared a state of emergency after flashfloods hit.

پس از وقوع گالاگاهی‌ها، دولت وضعیت اضطراری را اعلام کرد.

flashfloods pose a serious threat to hikers in remote areas.

گالاگاهی‌ها به مسافران در مناطق دورافتاده تهدید جدی وارد می‌کنند.

scientists study climate patterns to better predict flashfloods.

دانشمندان الگوهای آب و هوا را مطالعه می‌کنند تا گالاگاهی‌ها را بهتر پیش‌بینی کنند.

the military deployed helicopters to assist with flashflood rescue operations.

نیروی نظامی هelicopترها را برای کمک به عملیات نجات گالاگاهی‌ها پراکنده است.

recent flashfloods displaced thousands of families from their homes.

گالاگاهی‌های اخیر هزاران خانواده را از خانه‌هایشان بی‌خانمان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید