flautist

[ایالات متحده]/'flɔːtɪst/
[بریتانیا]/ˈflɔtɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوازنده‌ای که فلوت می‌نوازد، معادل فلوتیست.

جملات نمونه

The talented flautist performed a beautiful solo at the concert.

نوازندهٔ با استعداد، یک اجرای بداههٔ زیبا در کنسرت ارائه داد.

She is a professional flautist who has won many awards for her performances.

او یک نوازندهٔ فلوت حرفه‌ای است که جوایز زیادی برای اجراهایش دریافت کرده است.

The flautist practiced diligently to perfect her technique.

نوازنده فلوت با پشتکار فراوان برای بهبود تکنیک خود تمرین کرد.

The flautist's melodious tunes filled the room with enchanting music.

ملودی‌های دلنشین نوازنده فلوت اتاق را با موسیقی مسحورکننده پر کرد.

The flautist's performance was met with thunderous applause from the audience.

اجرای نوازنده فلوت با تشویق شدید تماشاگران روبرو شد.

The flautist's graceful movements while playing added to the beauty of the performance.

حرکات موزون نوازنده فلوت در حین نواختن، به زیبایی اجرا افزود.

The flautist's skillful fingers danced across the keys of the flute.

انگشتان ماهر نوازنده فلوت به ریتم روی دکمه‌های فلوت می‌رقصید.

The flautist captivated the audience with her soulful rendition of the piece.

نوازنده فلوت با اجرای احساسی خود، مخاطبان را مجذوب کرد.

The flautist's passion for music shines through in every note she plays.

اشتیاق نوازنده فلوت به موسیقی در هر نتی که می‌نوازد، نمایان می‌شود.

The flautist's dedication to her craft is evident in her flawless performances.

تعهد نوازنده فلوت به هنر خود در اجراهای بی‌نقص او آشکار است.

نمونه‌های واقعی

There's a flautist who says she loves playing in the band.

یک نوازنده فلوت وجود دارد که می‌گوید عاشق نواختن در گروه است.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

Do I give a crap about a ceremony with a dress and a flautist?

آیا اصلاً به یک مراسم با لباس و نوازنده فلوت اهمیت می‌دهم؟

منبع: Grey's Anatomy Season 3

Because this is the second time she has married a flautist marked the celebrations by playing Love is Wonderful the Second Time Around.

چون این دومین باری است که او با یک نوازنده فلوت ازدواج کرده است و این جشن‌ها با نواختن آهنگ «عشق شگفت‌انگیز، بار دوم» مشخص شد.

منبع: Beginner English Listening

Whether it be a pianist, flautist or cellist, these individuals have shown dedication and passion over a long period of time to reach the highest levels of performance.

صرف نظر از اینکه پیانیست، فلوت‌نواز یا ویولن‌چی باشند، این افراد تعهد و اشتیاق خود را در طولانی مدت نشان داده‌اند تا به بالاترین سطح عملکرد برسند.

منبع: Portable English Bilingual Edition

South Africa produces excellent string players, many of them taught by 82-year-old Jack de Wet (who taught Ms Bennell), and Sophie Cherrier has made France the country to go to for young flautists.

آفریقای جنوبی نوازندگان سازهای زهی بسیار خوبی تولید می‌کند، بسیاری از آنها توسط جک دوِت 82 ساله (که آموزش داده است خانم بنل) آموزش دیده‌اند و سوفی شرایر فرانسه را به کشوری برای تبدیل شدن جوانان به فلوت‌نواز تبدیل کرده است.

منبع: The Economist - Arts

He was about to spend the day with a friend, a flautist at a petty theatre, in whose rooms a few amateurs indulged in a little chamber-music on Sundays as soon as breakfast was over.

او قصد داشت روزی را با یک دوست، یک فلوت‌نواز در یک تئاتر کوچک، در اتاق‌های کهی که چند آماتور به نواختن موسیقی اتاق در یکشنبه‌ها بعد از صرف صبحانه مشغول بودند، بگذراند.

منبع: Women’s Paradise (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید