flavin

[ایالات متحده]/ˈfleɪvɪn/
[بریتانیا]/ˈfleɪvɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی رنگدانه زرد که در سیستم‌های بیولوژیکی مختلف یافت می‌شود؛ ترکیبات فلاونوئید؛ شامل موادی مانند ایزوهومولون و کورتسیتین
Word Forms
جمعflavins

عبارات و ترکیب‌ها

flavin binding

پیوند فلاوین

flavin cofactor

کوفاکتور فلاوین

flavin metabolism

متابولیسم فلاوین

flavin enzyme

آنزیم فلاوین

flavin derivative

مشتق فلاوین

flavin mononucleotide

مونونوکلئوتید فلاوین

flavin adenine

آدنین فلاوین

flavin redox

اکسیداسیون-کاهش فلاوین

flavin biosynthesis

بیوسنتز فلاوین

flavin riboflavin

ریبوفلاوین فلاوین

جملات نمونه

flavin is essential for various biological processes.

فلاوین برای فرآیندهای بیولوژیکی مختلف ضروری است.

the flavin cofactor plays a crucial role in enzyme activity.

کوفاکتور فلاوین نقش حیاتی در فعالیت آنزیمی ایفا می‌کند.

many vitamins contain flavin compounds.

بسیاری از ویتامین‌ها حاوی ترکیبات فلاوین هستند.

flavin derivatives are used in various biochemical applications.

مشتقات فلاوین در کاربردهای بیوشیمیایی مختلف استفاده می‌شوند.

the study focused on the role of flavin in metabolism.

این مطالعه بر نقش فلاوین در متابولیسم متمرکز بود.

flavin can be found in riboflavin-rich foods.

فلاوین را می‌توان در غذاهای غنی از ریبوفلاوین یافت.

research on flavin is advancing rapidly in biochemistry.

تحقیقات در مورد فلاوین به سرعت در بیوشیمی در حال پیشرفت است.

flavin molecules are important in light absorption.

مولکول‌های فلاوین در جذب نور مهم هستند.

flavin-dependent enzymes are crucial for cellular processes.

آنزیم‌های وابسته به فلاوین برای فرآیندهای سلولی حیاتی هستند.

scientists are exploring the benefits of flavin in health.

دانشمندان فواید فلاوین در سلامتی را بررسی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید