flavours

[ایالات متحده]/ˈfleɪvəz/
[بریتانیا]/ˈfleɪvərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ادویه یا چاشنی به چیزی اضافه کردن
n. طعم متمایز یک غذا یا نوشیدنی

عبارات و ترکیب‌ها

unique flavours

طعم‌های منحصربه‌فرد

rich flavours

طعم‌های غنی

blend of flavours

ترکیبی از طعم‌ها

natural flavours

طعم‌های طبیعی

exotic flavours

طعم‌های عجیب و غریب

fresh flavours

طعم‌های تازه

bold flavours

طعم‌های جسورانه

subtle flavours

طعم‌های ظریف

seasonal flavours

طعم‌های فصلی

traditional flavours

طعم‌های سنتی

جملات نمونه

there are many flavours of ice cream to choose from.

انتخاب‌های زیادی برای طعم‌های بستنی وجود دارد.

she enjoys trying different flavours of tea.

او از امتحان کردن طعم‌های مختلف چای لذت می‌برد.

the restaurant offers a variety of flavours in its dishes.

رستوران انواع مختلفی از طعم‌ها را در غذاهای خود ارائه می‌دهد.

he prefers fruity flavours over chocolate ones.

او طعم‌های میوه‌ای را بیشتر از طعم‌های شکلاتی ترجیح می‌دهد.

flavours can evoke strong memories from the past.

طعم‌ها می‌توانند خاطرات قوی از گذشته را زنده کنند.

what are your favourite ice cream flavours?

چه طعم‌های بستنی مورد علاقه شما هستند؟

flavours of the world can be found in this market.

طعم‌های جهان را می‌توان در این بازار یافت.

she mixed different flavours to create a unique dish.

او طعم‌های مختلف را با هم مخلوط کرد تا یک غذای منحصر به فرد ایجاد کند.

flavours of spices can greatly enhance a meal.

طعم‌های ادویه‌ها می‌توانند تا حد زیادی یک وعده غذایی را بهبود بخشند.

he is experimenting with new flavours in his cooking.

او در حال آزمایش طعم‌های جدید در آشپزی خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید