fletching

[ایالات متحده]/ˈflɛtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈflɛtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرهای روی یک تیر؛ آرایش پرها روی یک تیر
v. عمل قرار دادن پرها روی یک تیر

عبارات و ترکیب‌ها

fletching arrow

پرواز کردن تیر

fletching jig

صفحه فلتینگ

fletching material

مواد فلتینگ

fletching technique

تکنیک فلتینگ

fletching feathers

پر های فلتینگ

fletching glue

چسب فلتینگ

fletching process

فرآیند فلتینگ

fletching tools

ابزارهای فلتینگ

fletching service

خدمات فلتینگ

fletching guide

راهنمای فلتینگ

جملات نمونه

fletching arrows requires precision and skill.

ساخت پرهای تیراندازی نیازمند دقت و مهارت است.

he enjoys fletching as a hobby.

او از ساخت پر به عنوان یک سرگرمی لذت می برد.

fletching materials can vary in quality.

مواد اولیه ساخت پر می توانند از نظر کیفیت متفاوت باشند.

she learned fletching techniques from her grandfather.

او تکنیک های ساخت پر را از پدربزرگش یاد گرفت.

fletching is an essential part of archery.

ساخت پر بخش ضروری تیراندازی است.

he bought new fletching supplies for his project.

او لوازم جدید ساخت پر را برای پروژه خود خرید.

fletching can enhance the accuracy of arrows.

ساخت پر می تواند دقت تیرها را افزایش دهد.

she demonstrated fletching techniques at the workshop.

او تکنیک های ساخت پر را در کارگاه به نمایش گذاشت.

fletching requires attention to detail.

ساخت پر نیاز به توجه به جزئیات دارد.

he is passionate about fletching and archery.

او نسبت به ساخت پر و تیراندازی علاقه زیادی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید