flexitime

[ایالات متحده]/'fleksɪtaɪm/
[بریتانیا]/'flɛksɪtaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستم ساعت کاری انعطاف‌پذیر، کارکنان می‌توانند ساعات کاری خود را به‌طور آزاد تنظیم کنند.

جملات نمونه

Telecommuting, flexitime and job sharing were the main types of flexibility cited in the study published in the Psychologist-Manager journal.

استفاده از راه دور، انعطاف‌پذیری زمان و اشتراک‌گذاری شغل از مهم‌ترین انواع انعطاف‌پذیری بود که در مطالعه منتشر شده در مجله روان‌شناس-مدیر ذکر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید