floozies

[ایالات متحده]/ˈfluːziːz/
[بریتانیا]/ˈfluːziːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنان لایق؛ فاحشه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

crazy floozies

فلازی‌های دیوانه

silly floozies

فلازی‌های احمق

flirty floozies

فلازی‌های بازیگوش

wild floozies

فلازی‌های وحشی

party floozies

فلازی‌های مهمانی

drunk floozies

فلازی‌های مست

young floozies

فلازی‌های جوان

flamboyant floozies

فلازی‌های پر زرق و برق

gossiping floozies

فلازی‌های غیبت‌کننده

loud floozies

فلازی‌های بلندگو

جملات نمونه

some people think floozies are just looking for attention.

بعضی از افراد فکر می‌کنند که فلوزی‌ها فقط به دنبال جلب توجه هستند.

he was surrounded by floozies at the party.

او در مهمانی احاطه شده بود با فلوزی‌ها.

floozies often get a bad reputation in social circles.

فلوزی‌ها اغلب در دایره‌های اجتماعی بدنام می‌شوند.

she dismissed the rumors about her being a floozie.

او شایعات مربوط به فلوزی بودن خود را نادیده گرفت.

they laughed at the floozies trying to impress the guys.

آنها به فلوزی‌هایی که سعی داشتند مردها را تحت تاثیر قرار دهند، خندیدند.

floozies can sometimes be misunderstood.

فلوزی‌ها گاهی اوقات ممکن است مورد سوء تفاهم قرار گیرند.

he had a reputation for dating floozies.

او به خاطر قرار گذاشتن با فلوزی‌ها بدنام بود.

some floozies enjoy the nightlife more than anything else.

برخی از فلوزی‌ها بیشتر از هر چیز دیگر از زندگی شب لذت می‌برند.

there were a few floozies at the bar last night.

دیشب چند فلوزی در بار بودند.

it's easy to label someone as a floozie without knowing their story.

بدون دانستن داستان کسی، برچسب زدن به او به عنوان فلوزی آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید