flummoxes

[ایالات متحده]/ˈflʌməksɪz/
[بریتانیا]/ˈflʌməksɪz/

ترجمه

v. گیج کردن یا سردرگم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flummoxes everyone

همه‌ی افراد را گیج می‌کند

flummoxes the team

تیم را گیج می‌کند

flummoxes the audience

مخاطبان را گیج می‌کند

flummoxes the experts

متخصصان را گیج می‌کند

flummoxes the students

دانشجویان را گیج می‌کند

flummoxes his friends

دوستانش را گیج می‌کند

flummoxes her plans

برنامه‌هایش را گیج می‌کند

flummoxes the critics

منتقدان را گیج می‌کند

flummoxes the teacher

معلم را گیج می‌کند

flummoxes the players

بازیکنان را گیج می‌کند

جملات نمونه

his complex explanation flummoxes everyone in the room.

توضیحات پیچیده او باعث سردرگمی همه در اتاق می شود.

the unexpected results of the experiment flummoxes the researchers.

نتایج غیرمنتظره آزمایش محققان را گیج می کند.

her sudden change of plans flummoxes her friends.

تغییر ناگهانی برنامه های او دوستانش را گیج می کند.

the difficult puzzle flummoxes even the best players.

حتی بهترین بازیکنان هم توسط این معمای دشوار گیج می شوند.

the teacher's tricky question flummoxes the students.

سوال دشوار معلم دانش آموزان را گیج می کند.

the plot twist in the movie flummoxes the audience.

پیچش داستانی در فیلم مخاطبان را گیج می کند.

his inability to explain the situation flummoxes his colleagues.

ناتوانی او در توضیح وضعیت همکارانش را گیج می کند.

the intricate instructions flummoxes the new employees.

دستورالعمل های پیچیده کارمندان جدید را گیج می کند.

the sudden news flummoxes the entire team.

اخبار ناگهانی کل تیم را گیج می کند.

the unexpected behavior of the software flummoxes the developers.

رفتار غیرمنتظره نرم افزار توسعه دهندگان را گیج می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید