flummoxes everyone
همهی افراد را گیج میکند
flummoxes the team
تیم را گیج میکند
flummoxes the audience
مخاطبان را گیج میکند
flummoxes the experts
متخصصان را گیج میکند
flummoxes the students
دانشجویان را گیج میکند
flummoxes his friends
دوستانش را گیج میکند
flummoxes her plans
برنامههایش را گیج میکند
flummoxes the critics
منتقدان را گیج میکند
flummoxes the teacher
معلم را گیج میکند
flummoxes the players
بازیکنان را گیج میکند
his complex explanation flummoxes everyone in the room.
توضیحات پیچیده او باعث سردرگمی همه در اتاق می شود.
the unexpected results of the experiment flummoxes the researchers.
نتایج غیرمنتظره آزمایش محققان را گیج می کند.
her sudden change of plans flummoxes her friends.
تغییر ناگهانی برنامه های او دوستانش را گیج می کند.
the difficult puzzle flummoxes even the best players.
حتی بهترین بازیکنان هم توسط این معمای دشوار گیج می شوند.
the teacher's tricky question flummoxes the students.
سوال دشوار معلم دانش آموزان را گیج می کند.
the plot twist in the movie flummoxes the audience.
پیچش داستانی در فیلم مخاطبان را گیج می کند.
his inability to explain the situation flummoxes his colleagues.
ناتوانی او در توضیح وضعیت همکارانش را گیج می کند.
the intricate instructions flummoxes the new employees.
دستورالعمل های پیچیده کارمندان جدید را گیج می کند.
the sudden news flummoxes the entire team.
اخبار ناگهانی کل تیم را گیج می کند.
the unexpected behavior of the software flummoxes the developers.
رفتار غیرمنتظره نرم افزار توسعه دهندگان را گیج می کند.
flummoxes everyone
همهی افراد را گیج میکند
flummoxes the team
تیم را گیج میکند
flummoxes the audience
مخاطبان را گیج میکند
flummoxes the experts
متخصصان را گیج میکند
flummoxes the students
دانشجویان را گیج میکند
flummoxes his friends
دوستانش را گیج میکند
flummoxes her plans
برنامههایش را گیج میکند
flummoxes the critics
منتقدان را گیج میکند
flummoxes the teacher
معلم را گیج میکند
flummoxes the players
بازیکنان را گیج میکند
his complex explanation flummoxes everyone in the room.
توضیحات پیچیده او باعث سردرگمی همه در اتاق می شود.
the unexpected results of the experiment flummoxes the researchers.
نتایج غیرمنتظره آزمایش محققان را گیج می کند.
her sudden change of plans flummoxes her friends.
تغییر ناگهانی برنامه های او دوستانش را گیج می کند.
the difficult puzzle flummoxes even the best players.
حتی بهترین بازیکنان هم توسط این معمای دشوار گیج می شوند.
the teacher's tricky question flummoxes the students.
سوال دشوار معلم دانش آموزان را گیج می کند.
the plot twist in the movie flummoxes the audience.
پیچش داستانی در فیلم مخاطبان را گیج می کند.
his inability to explain the situation flummoxes his colleagues.
ناتوانی او در توضیح وضعیت همکارانش را گیج می کند.
the intricate instructions flummoxes the new employees.
دستورالعمل های پیچیده کارمندان جدید را گیج می کند.
the sudden news flummoxes the entire team.
اخبار ناگهانی کل تیم را گیج می کند.
the unexpected behavior of the software flummoxes the developers.
رفتار غیرمنتظره نرم افزار توسعه دهندگان را گیج می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید