fluoridating water
فلوراید کردن آب
fluoridating toothpaste
فلوراید کردن خمیر دندان
fluoridating programs
برنامههای فلوراید کردن
fluoridating agents
عوامل فلوراید کننده
fluoridating campaigns
کمپینهای فلوراید کردن
fluoridating initiatives
ابتکارات فلوراید کردن
fluoridating practices
روشهای فلوراید کردن
fluoridating policies
خط مشیهای فلوراید کردن
fluoridating efforts
تلاشهای فلوراید کردن
fluoridating methods
روشهای فلوراید کردن
fluoridating the water supply can help reduce cavities.
فلوراید کردن آب آشامیدنی میتواند به کاهش پوسیدگی دندانها کمک کند.
many cities are fluoridating their drinking water.
شهرهای زیادی در حال فلوراید کردن آب آشامیدنی خود هستند.
fluoridating toothpaste is recommended by dentists.
مسواک فلوراید حاوی به توصیه دندانپزشکان است.
there is ongoing debate about fluoridating public water systems.
بحث در مورد فلوراید کردن سیستمهای آب عمومی همچنان ادامه دارد.
fluoridating children's dental care products is essential.
فلوراید کردن محصولات بهداشتی کودکان ضروری است.
some communities are against fluoridating their water.
برخی از جوامع مخالف فلوراید کردن آب خود هستند.
fluoridating programs have been successful in many regions.
برنامههای فلوراید کردن در بسیاری از مناطق موفقیتآمیز بودهاند.
health officials recommend fluoridating at optimal levels.
مقامات بهداشت توصیه میکنند که فلوراید کردن در سطوح بهینه انجام شود.
fluoridating can lead to improved oral health for children.
فلوراید کردن میتواند منجر به بهبود سلامت دهان و دندان کودکان شود.
some studies show benefits of fluoridating municipal water.
برخی از مطالعات نشان دهنده فواید فلوراید کردن آب شهری است.
fluoridating water
فلوراید کردن آب
fluoridating toothpaste
فلوراید کردن خمیر دندان
fluoridating programs
برنامههای فلوراید کردن
fluoridating agents
عوامل فلوراید کننده
fluoridating campaigns
کمپینهای فلوراید کردن
fluoridating initiatives
ابتکارات فلوراید کردن
fluoridating practices
روشهای فلوراید کردن
fluoridating policies
خط مشیهای فلوراید کردن
fluoridating efforts
تلاشهای فلوراید کردن
fluoridating methods
روشهای فلوراید کردن
fluoridating the water supply can help reduce cavities.
فلوراید کردن آب آشامیدنی میتواند به کاهش پوسیدگی دندانها کمک کند.
many cities are fluoridating their drinking water.
شهرهای زیادی در حال فلوراید کردن آب آشامیدنی خود هستند.
fluoridating toothpaste is recommended by dentists.
مسواک فلوراید حاوی به توصیه دندانپزشکان است.
there is ongoing debate about fluoridating public water systems.
بحث در مورد فلوراید کردن سیستمهای آب عمومی همچنان ادامه دارد.
fluoridating children's dental care products is essential.
فلوراید کردن محصولات بهداشتی کودکان ضروری است.
some communities are against fluoridating their water.
برخی از جوامع مخالف فلوراید کردن آب خود هستند.
fluoridating programs have been successful in many regions.
برنامههای فلوراید کردن در بسیاری از مناطق موفقیتآمیز بودهاند.
health officials recommend fluoridating at optimal levels.
مقامات بهداشت توصیه میکنند که فلوراید کردن در سطوح بهینه انجام شود.
fluoridating can lead to improved oral health for children.
فلوراید کردن میتواند منجر به بهبود سلامت دهان و دندان کودکان شود.
some studies show benefits of fluoridating municipal water.
برخی از مطالعات نشان دهنده فواید فلوراید کردن آب شهری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید