fluoridation

[ایالات متحده]/ˌflɔːrəˈdeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌflɔːrɪˈdeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند افزودن فلوراید به آب یا مواد دیگر; واکنش شیمیایی شامل فلوراید

عبارات و ترکیب‌ها

water fluoridation

مسدود کردن فلوراید

fluoridation program

برنامه فلورایداسیون

community fluoridation

فلورایداسیون جامعه

fluoridation debate

بحث درباره فلورایداسیون

fluoridation benefits

مزایای فلورایداسیون

fluoridation levels

سطح فلورایداسیون

fluoridation safety

ایمنی فلورایداسیون

fluoridation policy

سیاست فلورایداسیون

fluoridation effects

اثرات فلورایداسیون

fluoridation opponents

مخالفان فلورایداسیون

جملات نمونه

fluoridation helps prevent tooth decay.

فلورایداسیون به جلوگیری از پوسیدگی دندان کمک می‌کند.

many communities support water fluoridation.

جامعه‌های بسیاری از فلورایداسیون آب حمایت می‌کنند.

fluoridation is a common public health measure.

فلورایداسیون یک اقدام بهداشتی عمومی رایج است.

some people oppose fluoridation due to health concerns.

برخی افراد به دلیل نگرانی‌های بهداشتی با فلورایداسیون مخالفت می‌کنند.

the benefits of fluoridation are widely recognized.

مزایای فلورایداسیون به طور گسترده‌ای شناخته شده است.

fluoridation can significantly reduce cavities in children.

فلورایداسیون می‌تواند به طور قابل توجهی پوسیدگی‌های دندان را در کودکان کاهش دهد.

public debates often arise over the topic of fluoridation.

بحث‌های عمومی اغلب در مورد موضوع فلورایداسیون مطرح می‌شوند.

experts recommend fluoridation as part of dental care.

متخصصان فلورایداسیون را به عنوان بخشی از مراقمت‌های دندانی توصیه می‌کنند.

the fluoridation of drinking water is a controversial issue.

فلورایداسیون آب آشامیدنی یک موضوع بحث‌برانگیز است.

fluoridation programs aim to improve oral health.

برنامه‌های فلورایداسیون با هدف بهبود سلامت دهان و دندان طراحی شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید