fluoridized

[ایالات متحده]/ˈflɔːrədaɪz/
[بریتانیا]/ˈflɔːrɪdaɪz/

ترجمه

vt. فلوراید را درمان کردن
v. فلوراید را به کار بردن

عبارات و ترکیب‌ها

fluoridize water

فلوراید کردن آب

fluoridize toothpaste

فلوراید کردن خمیر دندان

fluoridize treatment

فلوراید درمانی

fluoridize milk

فلوراید کردن شیر

fluoridize salt

فلوراید کردن نمک

fluoridize dental

فلوراید دندان

fluoridize supplements

مکمل های فلوراید

fluoridize society

فلوراید در جامعه

fluoridize programs

برنامه های فلوراید

fluoridize initiatives

ابتکارات فلوراید

جملات نمونه

the dentist recommended to fluoridize the children's teeth.

دندانپزشک توصیه کرد دندان‌های کودکان را فلوراید کند.

many communities choose to fluoridize their drinking water.

بسیاری از جوامع تصمیم می گیرند آب آشامیدنی خود را فلوراید کنند.

fluoridize your toothpaste for better cavity protection.

برای محافظت بهتر از پوسیدگی، خمیر دندان خود را فلوراید کنید.

it is important to fluoridize public water supplies.

فلوراید کردن منابع آب عمومی مهم است.

some parents prefer to fluoridize their children's dental care products.

برخی از والدین ترجیح می دهند محصولات مراقبت های دندان کودکان خود را فلوراید کنند.

the health department plans to fluoridize the local water source.

بخش بهداشت قصد دارد منبع آب محلی را فلوراید کند.

fluoridize your mouthwash to enhance oral health.

برای بهبود سلامت دهان، دهانشویه خود را فلوراید کنید.

they decided to fluoridize the school’s water fountains.

آنها تصمیم گرفتند شیر آب مدرسه را فلوراید کنند.

regularly fluoridizing your teeth can prevent decay.

فلوراید کردن منظم دندان ها می تواند از پوسیدگی جلوگیری کند.

experts suggest to fluoridize water at a safe level.

متخصصان توصیه می کنند آب را در سطح ایمن فلوراید کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید