fluxes

[ایالات متحده]/flʌksɪz/
[بریتانیا]/flʌksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییرات مداوم; وضعیت‌های ناپایدار; تغییرات ثابت; جریان; جریانات; جزر و مد; عوامل لحیم‌کاری; فلوکس‌ها در متالورژی; جریان در فیزیک
v. مایع کردن; ذوب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

energy fluxes

جریان‌های انرژی

heat fluxes

جریان‌های حرارتی

mass fluxes

جریان‌های جرم

fluxes analysis

تجزیه و تحلیل جریان‌ها

fluxes measurement

اندازه‌گیری جریان‌ها

fluxes dynamics

پویایی جریان‌ها

atmospheric fluxes

جریان‌های جوی

river fluxes

جریان‌های رودخانه

fluxes variation

تغییرات جریان‌ها

fluxes distribution

توزیع جریان‌ها

جملات نمونه

the river experiences seasonal fluxes in water level.

رودخانه دچار نوسانات فصلی در سطح آب می شود.

economic fluxes can affect job stability.

نوسانات اقتصادی می تواند بر ثبات شغلی تأثیر بگذارد.

during the meeting, we discussed the fluxes in market demand.

در طول جلسه، ما درباره نوسانات تقاضای بازار بحث کردیم.

she noticed fluxes in her energy levels throughout the day.

او متوجه نوسانات سطح انرژی خود در طول روز شد.

the artist captures the fluxes of emotions in her paintings.

هنرمند نوسانات احساسات را در نقاشی های خود به تصویر می کشد.

scientists study the fluxes of carbon dioxide in the atmosphere.

دانشمندان نوسانات دی اکسید کربن در جو را مطالعه می کنند.

understanding fluxes in temperature is crucial for climate studies.

درک نوسانات دما برای مطالعات آب و هوا بسیار مهم است.

the fluxes of information in our digital age are overwhelming.

نوسانات اطلاعات در عصر دیجیتال ما طاقت فرسا است.

there are significant fluxes in energy prices this year.

امسال نوسانات قابل توجهی در قیمت انرژی وجود دارد.

she monitored the fluxes in her blood sugar levels carefully.

او به دقت نوسانات سطح قند خون خود را کنترل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید