he flyfished the crystal-clear river at dawn.
او در صبح زود در رودخانهای با آب شیشهای فلیفیش کرد.
she flyfished for rainbow trout in the mountain stream.
او در جریان رودخانه کوهستانی برای ماهیهای رنگ قرمز فلیفیش کرد.
they flyfished together during the early morning hours.
آنها در ساعات صبح زود با هم فلیفیش کردند.
the guide flyfished the best spots along the riverbank.
راهنمای فلیفیش در بهترین مکانهای کنار رودخانه فعالیت کرد.
he has flyfished this river since he was a young boy.
او از زمانی که کودک بود، در این رودخانه فلیفیش میکرد.
we flyfished for several hours but didn't catch anything.
ما برای چند ساعت فلیفیش کردیم اما چیزی نگرفتیم.
she flyfished competitively in regional tournaments.
او در مسابقات منطقهای به صورت رقابتی فلیفیش کرد.
he flyfished with his grandfather every summer.
او هر تابستان با پدربزرگش فلیفیش کرد.
the fisherman flyfished downstream from the waterfall.
چمنگر در پایین جریان از پشت چشمه فلیفیش کرد.
they flyfished in the pristine waters of montana.
آنها در آبهای ناب_NOP_ مونتانا فلیفیش کردند.
i flyfished the entire length of the stream.
من تمام طول جریان را فلیفیش کردم.
he flyfished using a handcrafted bamboo rod.
او با استفاده از یک چوب چایچی دست ساز فلیفیش کرد.
he flyfished the crystal-clear river at dawn.
او در صبح زود در رودخانهای با آب شیشهای فلیفیش کرد.
she flyfished for rainbow trout in the mountain stream.
او در جریان رودخانه کوهستانی برای ماهیهای رنگ قرمز فلیفیش کرد.
they flyfished together during the early morning hours.
آنها در ساعات صبح زود با هم فلیفیش کردند.
the guide flyfished the best spots along the riverbank.
راهنمای فلیفیش در بهترین مکانهای کنار رودخانه فعالیت کرد.
he has flyfished this river since he was a young boy.
او از زمانی که کودک بود، در این رودخانه فلیفیش میکرد.
we flyfished for several hours but didn't catch anything.
ما برای چند ساعت فلیفیش کردیم اما چیزی نگرفتیم.
she flyfished competitively in regional tournaments.
او در مسابقات منطقهای به صورت رقابتی فلیفیش کرد.
he flyfished with his grandfather every summer.
او هر تابستان با پدربزرگش فلیفیش کرد.
the fisherman flyfished downstream from the waterfall.
چمنگر در پایین جریان از پشت چشمه فلیفیش کرد.
they flyfished in the pristine waters of montana.
آنها در آبهای ناب_NOP_ مونتانا فلیفیش کردند.
i flyfished the entire length of the stream.
من تمام طول جریان را فلیفیش کردم.
he flyfished using a handcrafted bamboo rod.
او با استفاده از یک چوب چایچی دست ساز فلیفیش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید