fobbing

[ایالات متحده]/ˈfɒbɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɑːbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ایجاد حباب‌ها، به‌طور خاص در مایعات شستشو در ماشین‌های شستشوی بطری

عبارات و ترکیب‌ها

fobbing off

انحراف دادن

fobbing someone

انحراف دادن کسی

fobbing excuses

انحراف دادن بهانه ها

fobbing tricks

انحراف دادن ترفندها

fobbing them

انحراف دادن آنها

fobbing away

انحراف دادن

fobbing people

انحراف دادن مردم

fobbing tactics

انحراف دادن تاکتیک ها

fobbing behavior

انحراف دادن رفتار

fobbing claims

انحراف دادن ادعاها

جملات نمونه

he was fobbing me off with excuses.

او با بهانه‌ها سعی داشت من را فریب دهد.

stop fobbing around and get to the point.

فریب دادن را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید.

she felt he was fobbing her off during the conversation.

او احساس کرد که او در طول مکالمه سعی داشت او را فریب دهد.

the salesman was fobbing customers off with false promises.

فروشنده با وعده‌های دروغین سعی داشت مشتریان را فریب دهد.

he always fobs off his responsibilities onto others.

او همیشه مسئولیت‌های خود را به دیگران فریب می‌دهد.

don't fob me off; i need a real answer.

من را فریب نده؛ من به یک پاسخ واقعی نیاز دارم.

she tried fobbing off her homework by claiming she was sick.

او سعی کرد با ادعای اینکه مریض است، تکالیفش را فریب دهد.

he fobbed off his friends when they asked for help.

او وقتی دوستانش درخواست کمک کردند، دوستانش را فریب داد.

they are fobbing us off with cheap alternatives.

آنها ما را با جایگزین‌های ارزان قیمت فریب می‌دهند.

fobbing off the issue won't solve anything.

فریب دادن مسئله مشکلی را حل نخواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید