fogies

[ایالات متحده]/ˈfəʊɡiːz/
[بریتانیا]/ˈfoʊɡiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد محافظه‌کار; افرادی که در گذشته گیر کرده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

old fogies

فُدی‌ها

fogies club

باشگاه فُدی‌ها

grumpy fogies

فُدی‌های عصبانی

fogies unite

فُدی‌ها متحد شوند

fogies' advice

نصیحت فُدی‌ها

fogies' wisdom

حکمت فُدی‌ها

fogies' tales

داستان‌های فُدی‌ها

fogies' opinions

نظرات فُدی‌ها

fogies' humor

طنز فُدی‌ها

fogies' gathering

همایش فُدی‌ها

جملات نمونه

those fogies always complain about the music these days.

آن پیرمردهای همیشه در مورد موسیقی این روزها شکایت می‌کنند.

my grandparents are such fogies when it comes to technology.

پدربزرگ و مادربزرگم در مورد فناوری خیلی پیرمرد هستند.

those fogies at the club never want to change the rules.

آن پیرمردها در باشگاه هیچ‌وقت نمی‌خواهند قوانین را تغییر دهند.

young people think fogies are out of touch with reality.

جوانان فکر می‌کنند پیرمردها با واقعیت ارتباط ندارند.

those fogies in the office resist any new ideas.

آن پیرمردها در دفتر کار در برابر هر ایده جدید مقاومت می‌کنند.

don't let those fogies discourage you from being creative.

نذارید آن پیرمردها شما رو از خلاقیت بازدارن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید