foosball

[ایالات متحده]/ˈfuːzbɔːl/
[بریتانیا]/ˈfuːzˌbɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازی میزی که شبیه فوتبال است و با figuras کوچک بر روی میله‌ها بازی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

play foosball

بازی فوتبال دستی

foosball table

میز فوتبال دستی

foosball game

بازی فوتبال دستی

foosball tournament

تورنمنت فوتبال دستی

foosball skills

مهارت‌های فوتبال دستی

foosball league

لیگ فوتبال دستی

foosball player

بازیکن فوتبال دستی

foosball championship

قهرمانی فوتبال دستی

foosball match

مسابقه فوتبال دستی

foosball rules

قوانین فوتبال دستی

جملات نمونه

we played foosball at the party last night.

ما فوتبال در مهمانی شب گذشته بازی کردیم.

he is a foosball champion at our local club.

او یک قهرمان فوتبال در باشگاه محلی ما است.

let's have a foosball tournament this weekend.

بیایید این آخر هفته یک مسابقه فوتبال برگزار کنیم.

she practices foosball every friday with her friends.

او هر جمعه با دوستانش فوتبال تمرین می‌کند.

foosball is a great way to unwind after work.

فوتبال راهی عالی برای آرامش بعد از کار است.

they installed a new foosball table in the break room.

آنها یک میز فوتبال جدید در اتاق استراحت نصب کردند.

he learned some advanced foosball techniques online.

او برخی از تکنیک های پیشرفته فوتبال را به صورت آنلاین یاد گرفت.

we often have friendly foosball matches during lunch breaks.

ما اغلب مسابقات دوستانه فوتبال در زمان استراحت ناهار داریم.

she is really good at foosball and rarely loses.

او در فوتبال خیلی خوب است و به ندرت شکست می‌خورد.

playing foosball can improve your hand-eye coordination.

بازی کردن فوتبال می تواند مهارت های دست و چشم شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید