footdrop

[ایالات متحده]/ˈfʊt.drɒp/
[بریتانیا]/ˈfutˌdrɑp/

ترجمه

n. شرایطی که با ناتوانی در بلند کردن قسمت جلویی پا مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

footdrop treatment

درمان افتادگی پا

footdrop brace

کفش طبی برای افتادگی پا

footdrop exercises

تمرینات برای افتادگی پا

footdrop causes

علت های افتادگی پا

footdrop symptoms

علائم افتادگی پا

footdrop management

مدیریت افتادگی پا

footdrop recovery

بهبودی افتادگی پا

footdrop assessment

ارزیابی افتادگی پا

footdrop therapy

درمان های توانبخشی برای افتادگی پا

footdrop diagnosis

تشخیص افتادگی پا

جملات نمونه

footdrop can significantly affect a person's ability to walk.

افتادگی پا می‌تواند به طور قابل توجهی بر توانایی فرد در راه رفتن تأثیر بگذارد.

physical therapy can help improve footdrop symptoms.

فیزیوتراپی می‌تواند به بهبود علائم افتادگی پا کمک کند.

many patients with footdrop use ankle-foot orthoses.

بسیاری از بیماران مبتلا به افتادگی پا از ارتزهای مچ پا و پا استفاده می‌کنند.

footdrop may result from nerve injury or neurological conditions.

افتادگی پا ممکن است ناشی از آسیب عصبی یا شرایط عصبی باشد.

exercises can strengthen the muscles affected by footdrop.

ورزش‌ها می‌توانند عضلات تحت تأثیر افتادگی پا را تقویت کنند.

patients with footdrop often require assistive devices.

بیماران مبتلا به افتادگی پا اغلب به وسایل کمکی نیاز دارند.

footdrop can be a symptom of multiple sclerosis.

افتادگی پا می‌تواند از علائم اسکلروز چندگانه باشد.

wearing the right shoes can help manage footdrop.

پوشیدن کفش مناسب می‌تواند به مدیریت افتادگی پا کمک کند.

footdrop can lead to an increased risk of falls.

افتادگی پا می‌تواند منجر به افزایش خطر سقوط شود.

consulting a specialist is important for footdrop treatment.

مشورت با یک متخصص برای درمان افتادگی پا مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید