forces

[ایالات متحده]/fɔːrsz/
[بریتانیا]/fɔːrs/

ترجمه

n. گروه‌های مردم یا اشیاء که قدرت تأثیرگذاری بر چیزی را دارند؛ پرسنل نظامی، به ویژه به معنای جمعی؛ گروهی از مردم یا اشیاء با قدرت یا نفوذ؛ قدرت نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

armed forces

نیروهای مسلح

special forces

نیروهای ویژه

peacekeeping forces

نیروهای حفظ صلح

military forces

نیروهای نظامی

air forces

نیروی هوایی

naval forces

نیروی دریایی

ground forces

نیروهای زمینی

defense forces

نیروهای دفاعی

security forces

نیروهای امنیتی

combat forces

نیروهای رزمی

جملات نمونه

the forces of nature are powerful and unpredictable.

نیروهای طبیعت قدرتمند و غیرقابل پیش‌بینی هستند.

the military forces were deployed to the region.

نیروهای نظامی به منطقه اعزام شدند.

she felt the forces pulling her in different directions.

او احساس کرد که نیروها او را به جهات مختلف می‌کشند.

the forces of change are affecting our society.

نیروهای تغییر بر جامعه ما تأثیر می‌گذارند.

he joined the special forces after completing his training.

او پس از اتمام آموزش خود به نیروهای ویژه پیوست.

the economic forces are driving innovation in technology.

نیروهای اقتصادی نوآوری در فناوری را هدایت می‌کنند.

they are working together to combine their forces.

آنها برای ترکیب نیروهای خود با هم همکاری می‌کنند.

the forces behind climate change are complex and multifaceted.

نیروهای پشت پرده تغییرات آب و هوایی پیچیده و چند وجهی هستند.

he was inspired by the forces of creativity around him.

او از نیروهای خلاقیت اطراف خود الهام گرفت.

her determination was one of the forces that drove her success.

عزیمت او یکی از نیروهایی بود که موفقیت او را رقم زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید