forehand

[ایالات متحده]/'fɔːhænd/
[بریتانیا]/'fɔr'hænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه‌ی پیش‌دستی; adj. ضربه زدن یا با کف دست در جهت ضربه; قسمت جلویی بدن اسب

عبارات و ترکیب‌ها

forehand stroke

ضربت جلو

forehand grip

گرفتن راکت جلو

forehand volley

والی جلو

forehand groundstroke

ضربت زمینی جلو

forehand topspin

اسپین جلو

forehand slice

اسلایس جلو

forehand crosscourt

ضربت عرضی جلو

forehand drop shot

دراپ شات جلو

جملات نمونه

a forehand tennis stroke.

ضربه جلو پا در تنیس

a forehand drive down the line

ضربه جلو پا سریع در طول خط

She hit a forehand volley into the net.

او یک ضربه والی جلو پا را به درون شبکه زد.

a mishit on the forehand that sent the ball beyond the first row, followed by a forehand into the net set the precedence for the breaker.

یک ضربه غیرمنتظره در جلو که توپ را از ردیف اول عبور داد، و سپس یک ضربه جلو به سمت شبکه، مقدمه‌ای برای بازی تعیین کرد.

He always prepares his arguments well in forehand.

او همیشه استدلال‌های خود را به خوبی در ضربه جلو پا آماده می‌کند.

She held the racket with a forehand grip.

او راکت را با گرفتن جلو پا نگه داشت.

It's important to have a strong forehand in tennis.

داشتن یک ضربه جلو پا قوی در تنیس مهم است.

He played a beautiful forehand shot down the line.

او یک ضربه جلو پا زیبا را در طول خط انجام داد.

She needs to work on her forehand technique.

او باید روی تکنیک ضربه جلو پا خود کار کند.

The player's forehand is his strongest weapon.

ضربه جلو پا بازیکن قوی‌ترین سلاح اوست.

She hit a powerful forehand winner to end the match.

او یک ضربه جلو پا قدرتمند برد تا مسابقه را به پایان برساند.

He has a consistent forehand but struggles with his backhand.

او یک ضربه جلو پا مداوم دارد اما در ضربه عقب دست مشکل دارد.

The coach emphasized the importance of footwork in executing a forehand shot.

مربی بر اهمیت کار با پا در اجرای ضربه جلو پا تاکید کرد.

She focused on improving her forehand accuracy during practice.

او روی بهبود دقت ضربه جلو پا خود در طول تمرین تمرکز کرد.

نمونه‌های واقعی

For example, you play tennis and you hit the forehand over and over and over again.

به عنوان مثال، شما تنیس بازی می‌کنید و بارها و بارها و بارها سرویس فورهند را می‌زنید.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

He has one of the most lethal forehands of all time.

او یکی از کشنده ترین فورهندها در تمام دوران را دارد.

منبع: Accumulation of speaking materials

And she was almost good enough, but an honest assessment of her forehand, she said, led her to double-down on her first love, physics, which she studied at Stanford.

و او تقریباً به اندازه کافی خوب بود، اما ارزیابی صادقانه‌اش از فورهندش، به گفته او، باعث شد که روی عشق اولش، فیزیک، که در دانشگاه استنفورد تحصیل می‌کرد، تمرکز کند.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

NFL Quarterbacks and EPL strikers don’t only have great reactions; Rugby players are more than just physically strong, and Roger Federer had more than a good forehand.

دروازه‌بان‌های NFL و مهاجمان لیگ برتر فقط واکنش‌های خوبی ندارند؛ بازیکنان راگبی فقط از نظر بدنی قوی نیستند و راجر فدرر بیشتر از یک فورهند خوب داشت.

منبع: World Atlas of Wonders

Sun, who had won all four previous head-to-heads against Hayata, broke open a 4-4 tie at an early stage with seven points in a row through sublime serves and forehand.

سان، که در چهار مسابقه قبلی با هایاتا پیروز شده بود، با هفت امتیاز متوالی در یک مرحله اولیه، یک تساوی ۴-۴ را شکست و با سرویس‌ها و فورهندهای عالی این کار را انجام داد.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید