forename

[ایالات متحده]/'fɔːneɪm/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌnem/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام داده شده - به نام اول یا نام شخص اشاره دارد.
Word Forms
جمعforenames

جملات نمونه

We acquire the data of forenamed stated via the matter of fact flight test on a type aircraft by putting to use two high-speed photographics and get 3-D motion parameters perspective views.

ما داده‌های مورد نظر را از طریق آزمایش پرواز واقعی با استفاده از دو دستگاه عکاسی با سرعت بالا و به دست آوردن دیدگاه‌های پارامترهای حرکتی سه بعدی به دست می‌آوریم.

Let us agree that we need all those forenamed skills, plus lots others, in addition to a deep understanding of history, literature, the arts, geography, civics, the sciences, and foreign languages.

بیایید موافق باشیم که ما به همه مهارت‌های نامبرده شده، به علاوه بسیاری دیگر، علاوه بر درک عمیقی از تاریخ، ادبیات، هنرها، جغرافیا، مدنی، علوم و زبان‌های خارجی نیاز داریم.

نمونه‌های واقعی

David and Victoria Beckham have continued the tradition of naming their children with words not normally considered forenames by calling their daughter 'Seven'.

دیوید و ویکتوریا بکام این سنت را ادامه داده‌اند و به نام فرزندان خود با واژه‌هایی که معمولاً به عنوان اسم نمی‌شناختند، دختر خود را 'سبعه' نامیده‌اند.

منبع: BBC Listening Collection September 2016

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید