foresightfulnesses

[ایالات متحده]//fɔːrˈsaɪtfəlnesɪz//
[بریتانیا]//fɔrˈsaɪtfəlnesɪz//

ترجمه

n. توانایی پیش‌بینی رویدادهای آینده؛ حکمت خوب درباره آینده

جملات نمونه

the company's strategic foresightfulnesses enabled it to anticipate market shifts before competitors.

پیشبینی بازار توسط نظریه‌پردازی استراتژیک شرکت آن را به پیش‌بینی تغییرات بازار قبل از رقبا امکان‌پذیر کرد.

her remarkable foresightfulnesses in investing early in renewable energy paid dividends when the industry boomed.

پیش‌بینی‌های عالی او در سرمایه‌گذاری زودهنگام در انرژی‌های تجدیدپذیر در زمان رشد صنعت به نفع او بود.

urban planners demonstrated impressive foresightfulnesses in designing infrastructure that could accommodate population growth.

طرح‌کنندگان شهری با نظریه‌پردازی‌های درخشان در طراحی زیرساخت‌هایی که می‌توانستند رشد جمعیت را پوشش دهند، نمایش دادند.

the government's economic foresightfulnesses helped shield the nation from the global financial crisis.

نظریه‌پردازی‌های اقتصادی دولت به کشور کمک کرد تا از بحران مالی جهانی پناه ببرد.

scientists' foresightfulnesses about climate change led to early policy interventions in several countries.

نظریه‌پردازی‌های دانشمندان درباره تغییرات اقلیمی منجر به دخالت‌های سیاستی زودهنگام در چند کشور شد.

the startup's technological foresightfulnesses positioned it as a leader in artificial intelligence applications.

نظریه‌پردازی‌های فناوری شرکت نوپا آن را به یک رهبر در کاربردهای هوش مصنوعی قرار داد.

military leaders exercised considerable foresightfulnesses in preparing defense systems against emerging threats.

رهبران نظامی نظریه‌پردازی‌های قابل توجهی در آماده‌سازی سیستم‌های دفاعی علیه تهدیدات نوظهور انجام دادند.

educational institutions showed wisdom through their foresightfulnesses in adopting online learning platforms.

مکان‌های آموزشی با نظریه‌پردازی‌هایشان در انتخاب پلتفرم‌های یادگیری آنلاین حکمت نشان دادند.

environmental agencies' foresightfulnesses in protecting wetlands prevented significant flooding in urban areas.

نظریه‌پردازی‌های اداره‌های محیط زیست در حفاظت از مناطق مرطوب، جلوگیری از وقوع سیلاب‌های قابل توجه در مناطق شهری را ممکن ساخت.

the entrepreneur's business foresightfulnesses involved diversifying investments across multiple sectors.

نظریه‌پردازی‌های کسب و کار این کارآفرین شامل گسترش سرمایه‌گذاری در چند بخش بود.

historical leaders' collective foresightfulnesses often determined the long-term success of their civilizations.

نظریه‌پردازی‌های جمعی رهبران تاریخی اغلب موفقیت بلندمدت تمدن‌هایشان را تعیین کرد.

medical researchers displayed extraordinary foresightfulnesses in developing vaccine technology before pandemics occurred.

پژوهشگران پزشکی نظریه‌پردازی‌های بی‌ precedent در توسعه فناوری واکسن قبل از وقوع بیماری‌های پاندمیک نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید