forestallings

[ایالات متحده]/fɔːˈstɔːlɪŋz/
[بریتانیا]/fɔːrˈstɔːlɪŋz/

ترجمه

n. نمونه‌های یا اقدامات جلوگیری یا پیش‌بینی چیزی به‌طور پیش‌بینی
v. حالت شابه‌ای از forestall؛ عمل جلوگیری یا مسدود کردن چیزی به‌طور پیش‌بینی

عبارات و ترکیب‌ها

forestalling conflict

جلوگیری از درگیری

forestalling disaster

جلوگیری از فاجعه

forestalling problems

جلوگیری از مشکلات

forestalling crises

جلوگیری از بحران‌ها

forestalling measures

اقدامات جلوگیری‌کننده

strategic forestallings

جلوگیری‌های استراتژیک

early forestalling

جلوگیری در مرحله اول

forestalling strategies

استراتژی‌های جلوگیری

preventive forestallings

جلوگیری‌های پیشگیرانه

forestalling the inevitable

جلوگیری از چیزی که قطعی است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید