forlornnesses

[ایالات متحده]/fəˈlɔːn.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/fərˈlɔːrn.nəs.ɪz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت بی‌خانمانی؛ تاریکی و ترکیدگی؛ موارد متعددی از تنهاگی شدید یا ایزولاسیون.

جملات نمونه

the novel explores the deep forlornnesses of the human condition.

این رمان به عمق تنهایی‌های بشریت پرداخته است.

she sensed strange forlornnesses in the abandoned house.

او تنهایی‌های عجیبی در خانه ترک شده احساس کرد.

his poetry expresses the forlornnesses of a forgotten generation.

شعر او تنهایی‌های یک نسل فراموش شده را بیان می‌کند.

they shared a moment of silent forlornnesses.

آن‌ها یک لحظه از تنهایی‌های خاموشی را با هم به اشتراک گذاشتند.

the film portrays the bitter forlornnesses of old age.

فیلم تنهایی‌های تلخ بلوغ پیری را نمایش می‌دهد.

psychologists study the various forlornnesses of urban life.

روان‌شناسان به مطالعه تنهایی‌های مختلف زندگی شهری می‌پردازند.

we discussed the subtle forlornnesses in his music.

ما تنهایی‌های ظریف در موسیقی او را بحث کردیم.

the painting captures the bleak forlornnesses of winter.

این نقاشی تنهایی‌های تاریک زمستان را به تصویر می‌کشد.

she tried to hide the sudden forlornnesses she felt.

او سعی کرد تنهایی‌های ناگهانی که احساس کرد را پنهان کند.

the letter revealed his inner forlornnesses to her.

نامه تنهایی‌های درونی او را به او آشکار کرد.

critics analyzed the complex forlornnesses of the main character.

انتقادات به تحلیل تنهایی‌های پیچیده شخصیت اصلی پرداختند.

he wrote about the spiritual forlornnesses of modern society.

او درباره تنهایی‌های روحی جامعه مدرن نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید