formica

[ایالات متحده]/fɔ:'maikə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماده رزین سنتتیک که برای ساخت مبلمان و کانترها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

formica countertops

سطوح فرمیکا

formica table

میز فرمیکا

formica sheet

ورق فرمیکا

formica laminate

لمینت فرمیکا

formica furniture

مبلمان فرمیکا

formica surface

سطح فرمیکا

جملات نمونه

The kitchen countertop is made of formica.

سطح کابینت آشپزخانه از فرمیکا ساخته شده است.

She spilled coffee on the formica table.

او قهوه روی میز فرمیکا ریخت.

Formica is a popular material for furniture.

فرمیکا یک ماده محبوب برای مبلمان است.

The formica cabinet is easy to clean.

کابینت فرمیکا به راحتی تمیز می شود.

The office desk is covered with formica.

میز تحریر با فرمیکا پوشیده شده است.

Formica is known for its durability.

فرمیکا به دلیل دوامش شناخته شده است.

The formica flooring is water-resistant.

کفپوش فرمیکا در برابر آب مقاوم است.

The formica chairs are lightweight and sturdy.

صندلی های فرمیکا سبک و محکم هستند.

Formica is often used in commercial settings.

فرمیکا اغلب در محیط های تجاری استفاده می شود.

The formica shelves are easy to install.

قفسه های فرمیکا به راحتی نصب می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید