formicary

[ایالات متحده]/ˈfɔːmɪkəri/
[بریتانیا]/ˈfɔrmɪˌkɛri/

ترجمه

n. لانه مورچه‌ها؛ یک کلونی مورچه

عبارات و ترکیب‌ها

formicary structure

ساختار مورآوری

formicary habitat

زیستگاه مورآوری

formicary entrance

ورودی مورآوری

formicary colony

کلونی مورآوری

formicary worker

کارگر مورآوری

formicary queen

ملکه مورآوری

formicary nest

لانه مورآوری

formicary ecosystem

اکوسیستم مورآوری

formicary species

گونه مورآوری

formicary behavior

رفتار مورآوری

جملات نمونه

the formicary was bustling with activity as ants carried food back to their colony.

محل زندگی مورچه‌ها مملو از فعالیت بود، زیرا مورچه‌ها غذا را به سمت کلونی خود حمل می‌کردند.

scientists studied the formicary to understand ant behavior.

دانشمندان محل زندگی مورچه‌ها را مطالعه کردند تا رفتار مورچه‌ها را درک کنند.

the formicary was located under a large rock in the garden.

محل زندگی مورچه‌ها زیر یک سنگ بزرگ در باغ قرار داشت.

a formicary can house thousands of ants working together.

یک محل زندگی مورچه‌ها می‌تواند هزاران مورچه را که با هم کار می‌کنند، در خود جای دهد.

during the summer, the formicary becomes more active.

در طول تابستان، محل زندگی مورچه‌ها فعال‌تر می‌شود.

the formicary's structure is fascinating to observe.

ساختار محل زندگی مورچه‌ها برای مشاهده بسیار جذاب است.

formicaries are often found in wooded areas.

محل زندگی مورچه‌ها اغلب در مناطق جنگلی یافت می‌شود.

each formicary has a queen ant at its center.

هر محل زندگی مورچه‌ها یک مورچه ملکه در مرکز خود دارد.

removing a formicary can disrupt the local ecosystem.

حذف یک محل زندگی مورچه‌ها می‌تواند اکوسیستم محلی را مختل کند.

the children were excited to find a formicary in the backyard.

کودکان از یافتن یک محل زندگی مورچه‌ها در حیاط پشتی هیجان‌زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید