formicids

[ایالات متحده]/ˈfɔːmɪsɪdz/
[بریتانیا]/ˈfɔːrmɪsɪdz/

ترجمه

n.ants; حشرات از خانواده Formicidae

عبارات و ترکیب‌ها

formicids marching

Persian_translation

formicids nesting

Persian_translation

formicids foraging

Persian_translation

the formicids

Persian_translation

giant formicids

Persian_translation

formicids swarming

Persian_translation

underground formicids

Persian_translation

formicids communicating

Persian_translation

جملات نمونه

formicid colonies can contain millions of individual ants working in perfect coordination.

کلونی‌های مورچه فرمیکید می‌توانند شامل میلیون‌ها مورچه جداگانه باشند که با هماهنگی کامل کار می‌کنند.

scientists have identified over 12,000 formicid species distributed across every continent except antarctica.

دانشمندان بیش از 12000 گونه مورچه فرمیکید را شناسایی کرده‌اند که در سراسر قاره‌ها به جز قطب جنوب توزیع شده‌اند.

the formicid queen's primary role is to lay eggs continuously throughout her potentially long lifespan.

نقش اصلی ملکه مورچه فرمیکید، تخم‌گذاری مداوم در طول عمر بالقوه طولانی او است.

formicid workers display remarkable division of labor, with different individuals specializing in various tasks.

کارگران مورچه فرمیکید، تقسیم کار قابل توجهی را نشان می‌دهند، با افراد مختلف که در انجام وظایف مختلف تخصص دارند.

chemical signals enable sophisticated formicid communication within their complex social structures.

سیگنال‌های شیمیایی امکان برقراری ارتباط پیچیده مورچه‌ای را در ساختارهای اجتماعی پیچیده آنها فراهم می‌کنند.

many formicid species cultivate fungus as their primary food source in underground gardens.

بسیاری از گونه‌های مورچه فرمیکید قارچ را به عنوان منبع غذایی اصلی خود در باغ‌های زیرزمینی کشت می‌کنند.

the defensive capabilities of formicids include painful bites and the injection of formic acid.

توانایی‌های دفاعی مورچه‌ها شامل گاز گرفتن دردناک و تزریق اسید فرمیک است.

some formicid species practice slavery by capturing individuals from other ant colonies.

برخی از گونه‌های مورچه فرمیکید با به دام انداختن افراد از سایر کلونی‌های مورچه، برده‌داری را انجام می‌دهند.

formicid foragers leave chemical trails to guide nestmates toward discovered food sources.

مورچه‌های جمع‌آوری‌کننده فرمیکید، مسیرهای شیمیایی از خود به جا می‌گذارند تا به هم‌کلانشان در یافتن منابع غذایی کمک کنند.

these tiny formicids can lift objects many times heavier than their own body weight.

این مورچه‌های کوچک می‌توانند اشیایی را که بسیار سنگین‌تر از وزن خودشان هستند، بلند کنند.

climate change significantly impacts formicid distribution patterns and population dynamics globally.

تغییرات آب و هوایی به طور قابل توجهی بر الگوهای توزیع و پویایی جمعیت مورچه‌ها در سطح جهانی تأثیر می‌گذارد.

formicid nests demonstrate complex architectural designs with intricate ventilation and storage systems.

توده‌های مورچه فرمیکید، طرح‌های معماری پیچیده با سیستم‌های تهویه و ذخیره‌سازی پیچیده نشان می‌دهند.

many formicid species maintain mutualistic relationships with aphids, protecting them in exchange for honeydew.

بسیاری از گونه‌های مورچه فرمیکید، روابط متقابل‌منفعانه با کنه‌ها را حفظ می‌کنند و در ازای آن از آنها محافظت می‌کنند.

leafcutter formicids use their powerful mandibles to slice vegetation into manageable pieces for their fungus farms.

مورچه‌های قطع‌برگ فرمیکید از منقار قوی خود برای برش دادن گیاهان به قطعات قابل مدیریت برای مزارع قارچ خود استفاده می‌کنند.

army formicids march in massive swarms, overwhelming prey with their sheer numbers and coordinated attacks.

مورچه‌های ارتش در توده‌های بزرگ حرکت می‌کنند و طعمه را با تعداد زیاد و حملات هماهنگ خود غرق می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید