formicophile

[ایالات متحده]/[ˈfɔːmɪkəfaɪl]/
[بریتانیا]/[ˈfɔːrmɪkəˌfaɪl]/

ترجمه

n. فردی که به مورخه‌ها علاقه‌ی ویژه‌ای دارد یا به مورخه‌ها علاقه‌مند است؛ کسی که مورخه‌ها را مطالعه می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

formicophile hobby

علاقه‌مندی به مورخان

becoming a formicophile

شدن یک علاقه‌مند به مورخان

formicophile collection

جمع‌آوری علاقه‌مند به مورخان

formicophile community

جامعه علاقه‌مندان به مورخان

formicophile's nest

گوشه علاقه‌مند به مورخان

formicophile behavior

رفتار علاقه‌مند به مورخان

a formicophile's passion

عشق یک علاقه‌مند به مورخان

formicophile research

پژوهش علاقه‌مند به مورخان

formicophile lifestyle

سبک زندگی علاقه‌مند به مورخان

formicophile interest

علاقه علاقه‌مند به مورخان

جملات نمونه

the formicophile meticulously arranged the ants in a display case.

فرمیکوفیل با دقت کرم‌های را در یک قاب نمایشی چید.

his fascination with ants led him to become a dedicated formicophile.

علاقه‌اش به کرم‌ها او را به یک فرمیکوفیل وفادار کرد.

many formicophiles keep ant farms as a hobby.

بیشتر فرمیکوفیل‌ها فروشگاه‌های کرم‌ها را به عنوان یک سرگرمی دارند.

she is a passionate formicophile, studying ant behavior for years.

او یک فرمیکوفیل وفادار است که رفتار کرم‌ها را به مدت سال‌ها مطالعه کرده است.

the formicophile shared his knowledge with the local entomology club.

فرمیکوفیل دانش خود را با کلوب آرایش حشرات محلی به اشتراک گذاشت.

he joined an online forum for formicophiles to discuss ant colonies.

او به یک انجمن آنلاین برای فرمیکوفیل‌ها پیوست تا در مورد کلون‌های کرم‌ها بحث کند.

the formicophile carefully observed the ants foraging for food.

فرمیکوفیل با دقت کرم‌ها را در حال جمع‌آوری غذا مشاهده کرد.

a dedicated formicophile, he built a complex ant habitat.

یک فرمیکوفیل وفادار، یک محیط زیست پیچیده کرم‌ها ساخت.

the formicophile documented the ants' intricate social structure.

فرمیکوفیل ساختار اجتماعی پیچیده کرم‌ها را ثبت کرد.

he is a renowned formicophile with an extensive ant collection.

او یک فرمیکوفیل معروف است با جمعیت گسترده‌ای از کرم‌ها.

the young boy's interest in ants inspired him to become a formicophile.

علاقهٔ پسر جوان به کرم‌ها او را به یک فرمیکوفیل تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید