formwork

[ایالات متحده]/ˈfɔːmwɜːk/
[بریتانیا]/ˈfɔrmˌwɜrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده استفاده شده برای قالب‌ها در ساخت و ساز (به عنوان مثال، تخته‌ها، پیچ‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

formwork design

طراحی قالب‌بندی

formwork system

سیستم قالب‌بندی

formwork installation

نصب قالب‌بندی

formwork materials

مواد قالب‌بندی

formwork construction

ساختمان‌سازی قالب‌بندی

formwork support

پشتیبانی قالب‌بندی

formwork inspection

بازرسی قالب‌بندی

formwork method

روش قالب‌بندی

formwork safety

ایمنی قالب‌بندی

formwork assembly

مونتاژ قالب‌بندی

جملات نمونه

the contractor used steel formwork for the building project.

پیمانکار از قالب‌های فولادی برای پروژه ساختمانی استفاده کرد.

formwork is essential for creating concrete structures.

قالب‌بندی برای ایجاد سازه‌های بتنی ضروری است.

they removed the formwork after the concrete had cured.

آنها قالب‌بندی را پس از پخت بتن برداشتند.

proper formwork ensures the stability of the structure.

قالب‌بندی مناسب از پایداری سازه اطمینان می‌دهد.

he specializes in designing custom formwork solutions.

او در طراحی راه حل‌های قالب‌بندی سفارشی تخصص دارد.

the formwork must be strong enough to support the weight of the concrete.

قالب‌بندی باید به اندازه کافی قوی باشد تا وزن بتن را تحمل کند.

they used plastic formwork to reduce construction time.

آنها از قالب‌های پلاستیکی برای کاهش زمان ساخت و ساز استفاده کردند.

formwork can be reused multiple times for different projects.

می‌توان قالب‌بندی را چندین بار برای پروژه‌های مختلف دوباره استفاده کرد.

safety measures are important when working with formwork.

هنگام کار با قالب‌بندی، اقدامات ایمنی مهم است.

formwork systems vary depending on the type of construction.

سیستم‌های قالب‌بندی بسته به نوع ساخت و ساز متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید