fornicating couple
زوج های مرتکب رابطه جنسی
fornicating animals
حیوانات مرتکب رابطه جنسی
fornicating partners
همکاران مرتکب رابطه جنسی
fornicating teens
نوجوانان مرتکب رابطه جنسی
fornicating adults
بزرگسالان مرتکب رابطه جنسی
fornicating lovers
عاشقانی که مرتکب رابطه جنسی می شوند
fornicating strangers
افراد غریبه که مرتکب رابطه جنسی می شوند
fornicating friends
دوستان مرتکب رابطه جنسی
fornicating individuals
افراد مرتکب رابطه جنسی
fornicating couples
زوج های مرتکب رابطه جنسی
they were caught fornicating in the park.
آنها در حال مقاربت جنسی در پارک دستگیر شدند.
fornicating outside of marriage is frowned upon in many cultures.
برقراری رابطه جنسی خارج از ازدواج در بسیاری از فرهنگها ناپسند تلقی میشود.
the novel explores themes of love and fornicating.
این رمان به بررسی موضوعات عشق و مقاربت جنسی میپردازد.
they were fornicating in a secluded area.
آنها در یک منطقه دورافتاده در حال مقاربت جنسی بودند.
fornicating can lead to unexpected consequences.
برقراری رابطه جنسی میتواند منجر به عواقب غیرمنتظره شود.
people often judge others for fornicating openly.
افراد اغلب دیگران را به دلیل برقراری رابطه جنسی علنی قضاوت میکنند.
fornicating was a taboo subject in their community.
برقراری رابطه جنسی یک موضوع تابو در جامعه آنها بود.
they discussed the risks of fornicating without protection.
آنها خطرات مقاربت جنسی بدون محافظت را مورد بحث قرار دادند.
fornicating can complicate relationships.
برقراری رابطه جنسی میتواند روابط را پیچیده کند.
he regretted fornicating with someone he barely knew.
او پشیمان بود که با کسی که به سختی میشناخت مقاربت جنسی کرده است.
fornicating couple
زوج های مرتکب رابطه جنسی
fornicating animals
حیوانات مرتکب رابطه جنسی
fornicating partners
همکاران مرتکب رابطه جنسی
fornicating teens
نوجوانان مرتکب رابطه جنسی
fornicating adults
بزرگسالان مرتکب رابطه جنسی
fornicating lovers
عاشقانی که مرتکب رابطه جنسی می شوند
fornicating strangers
افراد غریبه که مرتکب رابطه جنسی می شوند
fornicating friends
دوستان مرتکب رابطه جنسی
fornicating individuals
افراد مرتکب رابطه جنسی
fornicating couples
زوج های مرتکب رابطه جنسی
they were caught fornicating in the park.
آنها در حال مقاربت جنسی در پارک دستگیر شدند.
fornicating outside of marriage is frowned upon in many cultures.
برقراری رابطه جنسی خارج از ازدواج در بسیاری از فرهنگها ناپسند تلقی میشود.
the novel explores themes of love and fornicating.
این رمان به بررسی موضوعات عشق و مقاربت جنسی میپردازد.
they were fornicating in a secluded area.
آنها در یک منطقه دورافتاده در حال مقاربت جنسی بودند.
fornicating can lead to unexpected consequences.
برقراری رابطه جنسی میتواند منجر به عواقب غیرمنتظره شود.
people often judge others for fornicating openly.
افراد اغلب دیگران را به دلیل برقراری رابطه جنسی علنی قضاوت میکنند.
fornicating was a taboo subject in their community.
برقراری رابطه جنسی یک موضوع تابو در جامعه آنها بود.
they discussed the risks of fornicating without protection.
آنها خطرات مقاربت جنسی بدون محافظت را مورد بحث قرار دادند.
fornicating can complicate relationships.
برقراری رابطه جنسی میتواند روابط را پیچیده کند.
he regretted fornicating with someone he barely knew.
او پشیمان بود که با کسی که به سختی میشناخت مقاربت جنسی کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید