fortifiers

[US]/ˈfɔːtɪfaɪəz/
[UK]/ˈfɔːrtɪfaɪərz/

Translation

n. چیزهایی که تقویت یا استحکام می‌بخشند؛ افرادی که استدلال‌ها یا قدرت بدنی را تقویت می‌کنند.

Phrases & Collocations

food fortifiers

تقویت‌کننده‌های غذایی

strong fortifiers

تقویت‌کننده‌های ویتامین

add fortifiers

تقویت‌کننده‌های شیر

natural fortifiers

تقویت‌کننده‌های استخوان

fortifiers help

تقویت‌کننده‌های ایمنی

using fortifiers

تقویت‌کننده‌های کلسیم

cheap fortifiers

تقویت‌کننده‌های آهن

best fortifiers

تقویت‌کننده‌های غلات

new fortifiers

safe fortifiers

Example Sentences

many countries mandate food fortifiers to combat nutritional deficiencies in their populations.

بسیاری از کشورها مقرراتی را برای مقابله با کمبودهای تغذیه‌ای در جمعیت خود، وضع می‌کنند.

vitamin d fortifiers are commonly added to milk and dairy products.

تقویت‌کننده‌های ویتامین دی معمولاً به شیر و لبنیات اضافه می‌شوند.

the government regulates the use of commercial fortifiers in processed foods.

دولت استفاده از تقویت‌کننده‌های تجاری در مواد غذایی فرآوری شده را تنظیم می‌کند.

some breakfast cereals contain multiple mineral fortifiers including iron and zinc.

برخی از غلات صبحانه حاوی چندین تقویت‌کننده مواد معدنی از جمله آهن و روی هستند.

health experts recommend choosing foods with natural fortifiers rather than synthetic ones.

متخصصان بهداشت توصیه می‌کنند غذاهایی با تقویت‌کننده‌های طبیعی را به جای مصنوعی انتخاب کنید.

the fortifiers in this bread help support immune function.

تقویت‌کننده‌های موجود در این نان به حمایت از عملکرد سیستم ایمنی کمک می‌کنند.

pregnant women often need additional iron fortifiers in their diet.

زنان باردار اغلب به آهن بیشتری در رژیم غذایی خود نیاز دارند.

food manufacturers sometimes add calcium fortifiers to plant-based milk alternatives.

تولیدکنندگان مواد غذایی گاهی اوقات کلسیم را به جایگزین‌های شیر گیاهی اضافه می‌کنند.

the effectiveness of fortifiers depends on proper absorption in the body.

اثربخشی تقویت‌کننده‌ها به جذب مناسب در بدن بستگی دارد.

iodine fortifiers have significantly reduced thyroid problems in many regions.

تقویت‌کننده‌های ید به طور قابل توجهی مشکلات تیروئید را در بسیاری از مناطق کاهش داده‌اند.

these fortified juices contain vitamin c fortifiers to boost immunity.

این آبمیوه‌های غنی‌شده حاوی تقویت‌کننده‌های ویتامین سی برای تقویت سیستم ایمنی هستند.

mandatory fortifiers in salt have improved public health outcomes nationwide.

تقویت‌کننده‌های اجباری در نمک، نتایج بهداشتی عمومی را در سراسر کشور بهبود بخشیده‌اند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now