fossilization

[ایالات متحده]/ˌfɒsɪlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌfɑːsəlaɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تبدیل شدن به فسیل؛ عمل تشکیل فسیل‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

fossilization process

فرآیند فسیلی شدن

fossilization rate

نرخ فسیلی شدن

fossilization evidence

شواهد فسیلی شدن

fossilization theory

نظریه فسیلی شدن

fossilization study

مطالعه فسیلی شدن

fossilization conditions

شرایط فسیلی شدن

fossilization factors

عوامل فسیلی شدن

fossilization methods

روش‌های فسیلی شدن

fossilization rates

نرخ‌های فسیلی شدن

جملات نمونه

fossilization is a crucial process in paleontology.

فسیلی شدن یک فرآیند حیاتی در علم دیرین‌شناسی است.

the fossilization of organic materials can take thousands of years.

فسیلی شدن مواد آلی می‌تواند هزاران سال طول بکشد.

scientists study fossilization to understand ancient ecosystems.

دانشمندان فسیلی شدن را برای درک اکوسیستم‌های باستانی مطالعه می‌کنند.

different conditions affect the fossilization process.

شرایط مختلف بر فرآیند فسیلی شدن تأثیر می‌گذارند.

fossilization often preserves the details of an organism.

فسیلی شدن اغلب جزئیات یک موجود زنده را حفظ می‌کند.

the study of fossilization provides insights into evolutionary history.

مطالعه فسیلی شدن بینش‌هایی در مورد تاریخ تکاملی ارائه می‌دهد.

fossilization can occur in various environments.

فسیلی شدن می‌تواند در محیط‌های مختلف رخ دهد.

understanding fossilization helps us learn about climate change.

درک فسیلی شدن به ما کمک می‌کند تا در مورد تغییرات آب و هوایی بیشتر بدانیم.

fossilization is essential for dating ancient artifacts.

فسیلی شدن برای تعیین قدمت مصنوعات باستانی ضروری است.

the fossilization of plants is less common than that of animals.

فسیلی شدن گیاهان کمتر از حیوانات رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید