foulmart

[ایالات متحده]/faʊlmɑːt/
[بریتانیا]/faʊlmɑːrt/

ترجمه

n. فول (ناروا در ورزش)
شکل‌های واژه
جمعfoulmarts

جملات نمونه

the foulmart chased rabbits through the hedgerow.

فولمارت از طریق کفروگاه پرندگان را تعقیب کرد.

hunters trained dogs to track the foulmart.

獵人訓練狗來追蹤臭鼬。

the foulmart emitted a strong musky smell.

فولمارت یک بوی موسکی قوی منتشر کرد.

trappers sold the foulmart's thick pelt for good money.

گیرندگان پوست ضخیم فولمارت را به خوبی فروختند.

a foulmart set was discovered near the stone wall.

یک مجموعه فولمارت در نزدیکی دیوار سنگی کشف شد.

farmers tried to protect their chickens from the foulmart.

کشاورزان سعی کردند مرغ‌های خود را از فولمارت محافظت کنند.

the european foulmart is related to the ferret.

فولمارت اروپایی با فرکت مرتبط است.

ancient greeks knew the foulmart as a fierce predator.

یونانیان باستان فولمارت را به عنوان یک شکارچی خشن می‌شناختند.

the gamekeeper spotted a foulmart near the woods.

نگهبان یک فولمارت را در نزدیکی جنگل دید.

naturalists studied the foulmart's nocturnal habits.

طبیعت‌شناسان عادت‌های شبی فولمارت را مطالعه کردند.

the foulmart's diet includes small mammals and birds.

خوراک فولمارت شامل پستانداران کوچک و پرندگان است.

the foulmart sprayed a foul odor when threatened.

فولمارت وقتی تهدید شد یک بوی ناپسند را پاشید.

the foulmart adapted well to the local environment.

فولمارت به خوبی به محیط محلی سازگار شد.

the ancient britons hunted the foulmart for sport.

بریتون‌های باستانی فولمارت را به عنوان یک ورزش شکار کردند.

the foulmart helped control the rodent population on farms.

فولمارت به کنترل جمعیت گرگ‌های کوچک در کشاورزی کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید