fowling

[ایالات متحده]/ˈfaʊlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfaʊlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شکار یا به دام انداختن پرندگان؛ شیوه شکار پرندگان

عبارات و ترکیب‌ها

fowling season

فصل شکار

fowling license

گواهی شکار

fowling gear

تجهیزات شکار

fowling boat

قایق شکار

fowling trip

سفر شکار

fowling area

منطقه شکار

fowling techniques

تکنیک‌های شکار

fowling rights

حقوق شکار

fowling methods

روش‌های شکار

fowling dogs

سگ‌های شکار

جملات نمونه

fowling can be a relaxing way to spend the weekend.

تیراندازی با فشنگ می‌تواند راهی آرامش‌بخش برای گذراندن آخر هفته باشد.

he took his dog along for fowling in the marshes.

او سگش را برای تیراندازی با فشنگ در مرداب‌ها همراه برد.

fowling requires patience and skill.

تیراندازی با فشنگ صبر و مهارت می‌طلبد.

many enjoy fowling during the autumn months.

بسیاری از افراد از تیراندازی با فشنگ در ماه‌های پاییز لذت می‌برند.

she bought new gear for fowling this season.

او وسایل جدیدی برای تیراندازی با فشنگ در این فصل خرید.

fowling can be a great bonding experience for families.

تیراندازی با فشنگ می‌تواند یک تجربه پیوند خانوادگی عالی باشد.

he learned the art of fowling from his grandfather.

او هنر تیراندازی با فشنگ را از پدربزرگش آموخت.

fowling is regulated to protect bird populations.

تیراندازی با فشنگ برای محافظت از جمعیت پرندگان تنظیم می‌شود.

they set out early for a day of fowling.

آنها برای یک روز تیراندازی با فشنگ زودتر از حرکت شروع کردند.

fowling enthusiasts often share tips and stories.

علاقه‌مندان به تیراندازی با فشنگ اغلب نکات و داستان‌ها را به اشتراک می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید