fradicin

[ایالات متحده]/ˈfrædɪsɪn/
[بریتانیا]/ˈfrædɪsɪn/

ترجمه

n. آنتی‌بیوتیکی که از یک گونه استرپتومایسس مشتق شده است
Word Forms
جمعfradicins

عبارات و ترکیب‌ها

fradicin therapy

درمان فرادیسین

fradicin dosage

دوز فرادیسین

fradicin effects

اثرات فرادیسین

fradicin use

مصرف فرادیسین

fradicin studies

مطالعات فرادیسین

fradicin resistance

مقاومت در برابر فرادیسین

fradicin results

نتایج فرادیسین

fradicin administration

تجویز فرادیسین

fradicin interactions

تعاملات فرادیسین

fradicin benefits

فواید فرادیسین

جملات نمونه

fradicin is often used in treating infections.

اُوفریدیکسین اغلب در درمان عفونت‌ها استفاده می‌شود.

doctors recommend fradicin for its effectiveness.

پزشکان فرادیکسین را به دلیل اثربخشی آن توصیه می‌کنند.

patients should be aware of fradicin's side effects.

بیماران باید از عوارض جانبی فرادیکسین آگاه باشند.

fradicin can be administered orally or intravenously.

فرادیکسین را می‌توان به صورت خوراکی یا وریدی تجویز کرد.

always consult a physician before using fradicin.

همیشه قبل از استفاده از فرادیکسین با پزشک مشورت کنید.

fradicin has been proven effective against various bacteria.

تاثیر فرادیکسین در برابر باکتری‌های مختلف اثبات شده است.

some patients may experience allergic reactions to fradicin.

برخی از بیماران ممکن است به فرادیکسین واکنش‌های آلرژیک نشان دهند.

fradicin should be stored at room temperature.

فرادیکسین باید در دمای اتاق نگهداری شود.

it is important to complete the fradicin course as prescribed.

تکمیل دوره فرادیکسین طبق تجویز پزشک مهم است.

fradicin is often prescribed for skin infections.

اغلب فرادیکسین برای عفونت‌های پوستی تجویز می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید