framboesia

[ایالات متحده]/fræmˈbɔɪziə/
[بریتانیا]/fræmˈbɔɪziə/

ترجمه

n. بیماری شبیه سیفلیس گرمسیری؛ بیماری یاز؛ آبله هندی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

framboesia infection

عفونت فرمبوزیا

framboesia symptoms

علائم فرمبوزیا

framboesia treatment

درمان فرمبوزیا

framboesia diagnosis

تشخیص فرمبوزیا

framboesia cases

موارد فرمبوزیا

framboesia outbreak

شیوع فرمبوزیا

framboesia research

تحقیقات فرمبوزیا

framboesia prevention

پیشگیری از فرمبوزیا

framboesia transmission

انتقال فرمبوزیا

framboesia risk

خطر فرمبوزیا

جملات نمونه

framboesia is often mistaken for other skin conditions.

framboesia اغلب با سایر مشکلات پوستی اشتباه گرفته می‌شود.

the symptoms of framboesia can be quite severe.

علائم framboesia می‌تواند بسیار شدید باشد.

doctors are researching new treatments for framboesia.

پزشکان در حال تحقیق در مورد درمان‌های جدید برای framboesia هستند.

framboesia is prevalent in tropical regions.

framboesia در مناطق گرمسیری شایع است.

understanding framboesia is important for public health.

درک framboesia برای سلامت عمومی مهم است.

prevention strategies for framboesia are being developed.

استراتژی‌های پیشگیری برای framboesia در حال توسعه هستند.

framboesia can affect individuals of all ages.

framboesia می‌تواند افراد در هر سنی را تحت تاثیر قرار دهد.

early diagnosis of framboesia is crucial for effective treatment.

تشخیص زودهنگام framboesia برای درمان موثر بسیار مهم است.

awareness campaigns about framboesia are necessary.

کمپین‌های آگاهی‌رسانی در مورد framboesia ضروری است.

framboesia outbreaks can occur in crowded areas.

شیوع framboesia می‌تواند در مناطق شلوغ رخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید