| جمع | francophiles |
francophile culture
فرهنگدوستانه فرانسه
francophile community
جامعهدوستانه فرانسه
francophile literature
ادبیاتدوستانه فرانسه
francophile society
جامعهدوستانه فرانسه
francophile events
رویدادهایدوستانه فرانسه
francophile cuisine
آشپزیدوستانه فرانسه
francophile friends
دوستان فرانسه
francophile art
هنردوستانه فرانسه
francophile passion
اشتیاق به فرانسه
francophile travel
سفر به فرانسه
as a francophile, she enjoys reading french literature.
به عنوان یک طرفدار فرهنگ فرانسه، او از خواندن ادبیات فرانسه لذت می برد.
his francophile tendencies led him to travel to paris every year.
تمایلات طرفدار فرهنگ فرانسه او را به سفر به پاریس هر سال سوق داد.
being a francophile, he often attends french film festivals.
به عنوان یک طرفدار فرهنگ فرانسه، او اغلب در جشنواره های فیلم فرانسه شرکت می کند.
she has a collection of francophile art pieces in her home.
او مجموعه ای از آثار هنری طرفداران فرهنگ فرانسه را در خانه خود دارد.
many francophiles appreciate the beauty of the french language.
بسیاری از طرفداران فرهنگ فرانسه زیبایی زبان فرانسه را ارزیابی می کنند.
his francophile interests include french cuisine and wine.
علاقه او به فرهنگ فرانسه شامل غذا و شراب فرانسوی می شود.
she joined a club for francophiles to practice her french.
او برای تمرین زبان فرانسه خود به یک باشگاه طرفداران فرهنگ فرانسه پیوست.
being a francophile, he loves to learn about french history.
به عنوان یک طرفدار فرهنگ فرانسه، او عاشق یادگیری در مورد تاریخ فرانسه است.
the francophile community in our city is very active.
جامعه طرفداران فرهنگ فرانسه در شهر ما بسیار فعال است.
her francophile passion inspired her to study in france.
اشتیاق او به فرهنگ فرانسه او را به تحصیل در فرانسه تشویق کرد.
francophile culture
فرهنگدوستانه فرانسه
francophile community
جامعهدوستانه فرانسه
francophile literature
ادبیاتدوستانه فرانسه
francophile society
جامعهدوستانه فرانسه
francophile events
رویدادهایدوستانه فرانسه
francophile cuisine
آشپزیدوستانه فرانسه
francophile friends
دوستان فرانسه
francophile art
هنردوستانه فرانسه
francophile passion
اشتیاق به فرانسه
francophile travel
سفر به فرانسه
as a francophile, she enjoys reading french literature.
به عنوان یک طرفدار فرهنگ فرانسه، او از خواندن ادبیات فرانسه لذت می برد.
his francophile tendencies led him to travel to paris every year.
تمایلات طرفدار فرهنگ فرانسه او را به سفر به پاریس هر سال سوق داد.
being a francophile, he often attends french film festivals.
به عنوان یک طرفدار فرهنگ فرانسه، او اغلب در جشنواره های فیلم فرانسه شرکت می کند.
she has a collection of francophile art pieces in her home.
او مجموعه ای از آثار هنری طرفداران فرهنگ فرانسه را در خانه خود دارد.
many francophiles appreciate the beauty of the french language.
بسیاری از طرفداران فرهنگ فرانسه زیبایی زبان فرانسه را ارزیابی می کنند.
his francophile interests include french cuisine and wine.
علاقه او به فرهنگ فرانسه شامل غذا و شراب فرانسوی می شود.
she joined a club for francophiles to practice her french.
او برای تمرین زبان فرانسه خود به یک باشگاه طرفداران فرهنگ فرانسه پیوست.
being a francophile, he loves to learn about french history.
به عنوان یک طرفدار فرهنگ فرانسه، او عاشق یادگیری در مورد تاریخ فرانسه است.
the francophile community in our city is very active.
جامعه طرفداران فرهنگ فرانسه در شهر ما بسیار فعال است.
her francophile passion inspired her to study in france.
اشتیاق او به فرهنگ فرانسه او را به تحصیل در فرانسه تشویق کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید