fraulein

[ایالات متحده]/ˈfrɔɪlaɪn/
[بریتانیا]/ˈfrɔɪlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (آلمانی) خانم جوان؛ زن مجرد؛ (آلمانی) خانم؛ زن مجرد
Word Forms
جمعfrauleins

عبارات و ترکیب‌ها

hello fraulein

سلام خانم

dear fraulein

خانم عزیز

fraulein please

لطفا خانم

fraulein here

خانم اینجا

thank you fraulein

متشکرم خانم

fraulein good

خانم خوب

fraulein wait

خانم صبر کن

fraulein come

خانم بیا

fraulein help

خانم کمک کن

fraulein love

خانم عشق

جملات نمونه

she was a charming fraulein at the party.

او یک فروله جذاب در مهمانی بود.

the fraulein served us delicious pastries.

فروله شیرینی های خوشمزه به ما سرو کرد.

he asked the fraulein for a dance.

او از فروله خواست که با او برقصد.

the young fraulein sang beautifully.

فروله جوان به زیبایی آواز خواند.

every fraulein in the town knows her way around.

هر فروله ای در شهر می داند چگونه کار کند.

she dressed like a traditional fraulein for the festival.

او برای جشنواره مانند یک فروله سنتی لباس پوشید.

the fraulein was known for her kindness.

فروله به خاطر مهربانی اش شناخته می شد.

many admired the fraulein's intelligence.

بسیاری به هوش فروله احترام گذاشتند.

the fraulein offered assistance to the tourists.

فروله به توریست ها کمک کرد.

he wrote a letter to the fraulein he met in berlin.

او نامه ای به فروله ای که در برلین ملاقات کرد نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید