freekick

[ایالات متحده]//ˌfriːˈkɪk//
[بریتانیا]//ˌfriːˈkɪk//

ترجمه

n. (فوتبال) یک ضربه که به یک تیم داده می‌شود پس از اینکه حریف آن تخلف کرده است.
شکل‌های واژه
جمعfreekicks

جملات نمونه

the midfielder took a curling freekick from 25 yards out.

میانه‌پیچ از فاصله ۲۵ یارد یک ضربه آزاد منحنی زده شد.

he is renowned as a freekick specialist in the league.

او به عنوان یک متخصص ضربه‌های آزاد در لیگ معروف است.

the defender conceded a dangerous freekick just outside the box.

مدافع یک ضربه آزاد خطرناک را به خارج از جعبه اعطا کرد.

the freekick delivery was perfectly placed to the far post.

ضربه آزاد به درستی به پشت تور پرتاب شد.

she scored a stunning freekick in the final minute.

او در دقیقه آخر یک ضربه آزاد زیبا به گل زد.

the team practiced their freekick routines before the match.

تیم قبل از بازی تمرینات ضربه‌های آزاد خود را انجام داد.

a freekick opportunity arose in the dying seconds.

در لحظات پایانی یک فرصت ضربه آزاد ایجاد شد.

the goalkeeper struggled to deal with the swerving freekick.

keeper با مقابله با ضربه آزاد منحرف کردن دچار مشکل شد.

he converted the freekick with a powerful strike.

او با یک ضربه قدرتمند ضربه آزاد را به گل تبدیل کرد.

the referee awarded a controversial freekick in stoppage time.

م裁判 در زمان اضافه یک ضربه آزاد مورد بحث را اعطا کرد.

their freekick strategy proved ineffective against the wall.

استراتژی ضربه‌های آزاد آنها در برابر دیوار ناکارآمد ثابت شد.

the captain delivered an inch-perfect freekick to the head of the striker.

سرگروه یک ضربه آزاد کاملاً دقیق را به سر مهاجم پرتاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید