freeworlds

[ایالات متحده]/ˈfriːwɜːrldz/
[بریتانیا]/ˈfriːwɜːrldz/

ترجمه

n. جمع freeworld که به معنای جهان‌های آزاد است؛ نام یک نشریه هفته‌نامه‌ای آمریکایی به نام «Free World»

جملات نمونه

the freeworlds nations gathered to discuss economic cooperation.

کشورهای فریولدرد به منظور بحث درباره همکاری اقتصادی جمع شدند.

many freeworlds countries have signed the trade agreement.

بیشتر کشورهای فریولدرد قرارداد تجاری را امضا کرده‌اند.

the alliance of freeworlds promotes democracy worldwide.

اتحاد فریولدرد دموکراسی را در سراسر جهان ترویج می‌دهد.

freeworlds economies are recovering from the pandemic.

اقتصادات فریولدرد از بیماری پاندمیک بازگشت می‌یابد.

scholars study the development models of various freeworlds.

دانشمندان مدل‌های توسعه کشورهای مختلف فریولدرد را مطالعه می‌کنند.

the freeworlds face common challenges in the modern era.

فریولدرد در عصر حاضر با چالش‌های مشترکی مواجه است.

international organizations support the freeworlds' growth.

سازمان‌های بین‌المللی رشد فریولدرد را حمایت می‌کنند.

the freeworlds have established strong diplomatic ties.

فریولدرد روابط دیپلماتیک قوی برقرار کرده‌اند.

cultural exchange programs strengthen relationships among freeworlds.

برنامه‌های تبادل فرهنگی روابط بین فریولدرد را تقویت می‌کنند.

the freeworlds continue to advocate for human rights.

فریولدرد به طور مداوم برای حقوق بشر دفاع می‌کنند.

leaders from the freeworlds will meet next month.

رهبران از فریولدرد ماه آینده دیدار خواهند کرد.

freeworlds share common values and democratic principles.

فریولدرد ارزش‌های مشترک و اصول دموکراتیک را به اشتراک می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید