friesland

[ایالات متحده]/ˈfraɪzlənd/
[بریتانیا]/ˈfraɪzlənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استانی در هلند که در نزدیکی دریای شمال واقع شده است

عبارات و ترکیب‌ها

friesland cheese

پنیر فریسلند

friesland cow

گاو فریسلند

friesland region

منطقه فریسلند

friesland flag

پرچم فریسلند

friesland culture

فرهنگ فریسلند

friesland people

مردم فریسلند

friesland history

تاریخچه فریسلند

friesland language

زبان فریسلند

friesland tourism

گردشگری فریسلند

friesland landscape

مناظر فریسلند

جملات نمونه

friesland is known for its beautiful landscapes.

فریسلند به خاطر مناظر زیبایش شناخته شده است.

many tourists visit friesland every year.

هر سال گردشگران زیادی از فریسلند بازدید می‌کنند.

friesland has a rich cultural heritage.

فریسلند دارای میراث فرهنگی غنی است.

the people of friesland are very friendly.

مردم فریسلند بسیار دوستانه هستند.

friesland is famous for its dairy products.

فریسلند به خاطر محصولات لبنی خود مشهور است.

in friesland, you can enjoy various water sports.

در فریسلند، می‌توانید از انواع ورزش‌های آبی لذت ببرید.

friesland is home to many unique festivals.

فریسلند میزبان بسیاری از جشنواره‌های منحصر به فرد است.

the landscape of friesland is characterized by its lakes and meadows.

مناظر فریسلند با دریاچه‌ها و مراتع خود مشخص می‌شود.

friesland offers a variety of outdoor activities.

فریسلند انواع فعالیت‌های فضای باز را ارائه می‌دهد.

many people enjoy cycling in friesland.

بسیاری از مردم از دوچرخه سواری در فریسلند لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید