fromage

[ایالات متحده]/frɒmɑːʒ/
[بریتانیا]/froʊˈmɑːʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.پنیر
Word Forms
جمعfromages

عبارات و ترکیب‌ها

cheese from fromage

پنیر از فرماژ

fromage frais

پنیر تازه

fromage de chèvre

پنیر بز

fromage bleu

پنیر آبی

fromage blanc

پنیر سفید

fromage à pâte

پنیر با بافت

fromage en croûte

پنیر با پوسته

fromage fondue

پنیر آب شده

fromage de vache

پنیر گاو

fromage râpé

پنیر رنده شده

جملات نمونه

i love to eat fromage with bread.

من عاشق خوردن پنیر با نان هستم.

fromage can be paired with various wines.

می‌توان پنیر را با انواع مختلف شراب همراه کرد.

she brought a platter of fromage to the party.

او یک سینی پنیر به مهمانی آورد.

fromage is an essential ingredient in many recipes.

پنیر یک ماده ضروری در بسیاری از دستور العمل ها است.

we tried different types of fromage during our trip.

ما انواع مختلف پنیر را در طول سفر خود امتحان کردیم.

he prefers soft fromage over hard cheese.

او پنیر نرم را بیشتر از پنیر سفت ترجیح می دهد.

fromage is often served as an appetizer.

اغلب پنیر به عنوان پیش غذا سرو می شود.

she enjoys making dishes that include fromage.

او از درست کردن غذاهایی که پنیر دارند لذت می برد.

fromage can be enjoyed on its own or in a salad.

می توان پنیر را به تنهایی یا در سالاد میل کرد.

they sell a wide variety of fromage at the market.

آنها انواع گسترده ای از پنیر را در بازار می فروشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید